بررسی تجارت الکترونیکی در حقوق تجارت بین الملل

بررسی تجارت الکترونیکی در حقوق تجارت بین الملل

چکیده

 تحول اقتصادی و توسعه در ایران  ، اکنون با گام نهادن به فضای اقتصادی رو به رشد  با اعمال اصلاحاتی در ساختار اقتصادی کشور، رونق و تحرک لازم را ، در این زمینه ، به عمل می آورد. در این مسیر، آنچه حائز اهمیت فراوانی است ، سیاست بازنگری در قوانین و مقررات رایج در ایران است اصلاح در قانون جذب حمایت از سرمایه گذاری خارجی و تصویب قانون تجارت الکترونیکی نمونه های بارز این تحول در نظام حقوقی ایران به شمار می آید . در این مقاله تلاش میشود، علاوه بر توضیح مختصر در مورد تجارت الکترونیکی در مقدمه، در بخشهای اول و دوم تجارت الکترونیکی در این پهنه فعالیت اقتصادی را مورد بررسی اجمالی قرار داده و مشکلات حقوقی و قضایی آن را بیان  نماید .

 به ادامه مطلب بروید.

ادامه نوشته

گردشگری الکترونیک کارکردها و چالش ها

کلید واژگان: گردشگری الکترونیک, e-tourism , تجارت الکترونیک, سرویس های الکترونیک, ET

مقدمه:

توسعه فناوری اطلاعات بر حوزه های مختلف کسب و کار و زندگی جاری بشر امروزی اثر داشته است و زمینه تحول, تسریع و تسهیل امور را با ایجاد بسترهای یکپارچه فراهم آورده است. در این میان صنعت گردشگری به عنوان یکی از کسب و کارهای سودآور و مهم دنیا در سال های اخیر تجربه ها و تحولات جدیدی را مشاهده کرده است و با تغییراتی چشمگیر سعی کرده است تا گام های بزرگی برای تطبیق خود با فناوری های نوین بردارد. این انطباق پذیری بر حوزه های مهم این صنعت از جمله زیرساخت ها, فناوری ها, متدها و کارکردها اثرگذار بوده است و باعث افزایش رضایت کاربران نهایی یا همان گردشگران شده است.

به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

نقش ICT درتوسعه صنعت توریسم

دنیای امروز به شکل گریزناپذیری تبدیل به دهکده ای جهانی با ارتباط گسترده و عمیق شده است.اطلاعات وفناوری استفاده از آن امروزه به شکل به عنوان یکی از کلیدهای اصلی در توسعه کشورها مخصوصا کشورهای جهان سوم مطرح گردیده است.


از سوی دیگر توریسم نیز به فراخور گذشت زمان امروزه به عنوان صنعتی درآمدزا و نجات دهنده برای کشورهای مختلف در آمده است.به شکلی که درآمدهای حاصل از آن در برخی کشورها چندین برابر درآمدهای سرشار نفتی کشورهای دیگر است.
لزوم توجه به توریسم و استفاده از فناوری های نوین در جهت گسترش آن و استفاده کردن از مزایای بیشمار اقتصادی آن برای کشورها تحقیق و تتبع پیرامون رابطه بین گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات و توسعه توریسم را ضروری ساخته است.
در عصر حاضر دگرگونی ژرف تکنولوژیکی، مکانیسم‏ها و شرایط و در نتیجه بحث های تکنیکی و فنی به سوی پیچیدگی، تنوع و ظرافت بیشتری گرایش یافته است.
در این میان دگرگونی‏های اقتصادی مهم حاصله در برگیرنده شماری از روابط تولید پیچیده، فراگیر و روابط مبادلاتی می باشد که در امر جهانی شدن روندی رو به گسترش دارد بر این مبنا گردشگری نیز که در رویکردی خاص در هزاره سوم مورد توجه می باشد؛ تحولاتی را پذیرا شده که به فراگیر شدن آن منتهی گردیده است. گردشگری در رابطه با بسترهای تکنولوژیکی بحث شده و بسترهای اقتصادی حاصل از جهانی شدن، اصلی مستحکم در سیاست های اقتصادی در هزاره سوم محسوب می شود.
تحولات حاصل از مباحث فوق در رابطه با گردشگری در دوسویه تاثیر گذاری از یک سو به شکل گیری گردشگری الکترونیکی منتهی گردیده و از دیگر سو شکل گیری گردشگری مجازی را سبب شده است و با رشد سریع تکنولوژی اطلاع رسانی در چارچوب نظام مبادله الکترونیکی و سرعت بخشیدن به امر بازاریابی و مسافرت، کاهش هزینه ها و دستیابی به بازارهای جدید را در زمینه گردشگری فراهم آورده است.
به عنوان مثال می توان به نقش اینترنت در زمینه ارتباطات گردشگری، اطلاع رسانی به گردشگران و آگاهی یافتن از وضعیت مقاصد گردشگری و از دیگر سو از وضعیت بازار گردشگری اشاره کرد. گردشگری الکترونیکی حاصل این هم تنیدگی و تغییرات حاصل از آن می باشد، براین مبنا می توان گردشگری الکترونیکی را به صورت زیر تعریف نمود:
« گردشگری الکترونیکی، بکار گیری تکنولوژی های جدید بخصوص تکنولوژیهای اطلاعات و ارتباطات ICT در دو بعد عرضه و تقاضای گردشگری می باشد که در آن علاوه برعرضه خدمات موردنیاز گردشگران ،زمینه های بازاریابی ودورنمایی گردشگری مقاصد فراهم می باشد».
از این رو گردشگران برای آگاهی از مقاصد گردشگری و وضعیت آنها در بعد تقاضا از تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی استفاده نموده و در چارچوب انگیزه های خود به انتخاب مقاصد اقدام می نمایند. در این میان آژانس های مسافرتی با استفاده از اینترنت در عرصه طرح های تخصصی گردشگری و در چارچوب شناخت زمان تعطیلات به همراه پاسخگویی به نیازهای گردشگران(کاکو،192،1381) مبادرت به بازاریابی گردشگری در مقاصد مختلف نمودند.
بطور کلی استفاده از تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات و گسترش آن در زمینه عرضه و تقاضای گردشگری سبب آن شد که گردشگران قبل از سفر به ارزیابی و بررسی وضعیت مقاصد بپردازند و تجربه ای مجازی را در چارچوب دورنمایی گردشگر در ذهن خود شکل دهد. علاوه برآن این امر زمینه های دموکراتیک شدن امر انتخاب مقاصد را برای سفر فراهم آورده که بر بستری از لیبرالیسم حاصل از جهانی شدن تسهیل شده است. این خود نشان از گذار به انعطاف پذیری ارائه محصول گردشگری در رابطه به عرضه دارد که به گونه‏ای متبلور کننده تولید بهنگام بر آمده از شیوه تولید پسافوردیسم می باشد.به عبارتی دیگر محصول گردشگری در یک تنوع خاص در برگیرنده پاسخگویی به تقاضای شخصی و متکثر گردشگران بوده و گردشگران را قادر می سازد در راستای انگیزه های شخصی و تمایلات خود به انتخاب مقاصد گردشگری برای سفر بپردازند.از دیگر تغییرات حاصل از گردشگری الکترونیکی در زمینه عرضه محصول گردشگری، شکل گیری سازمان های مدیریت مقاصد(DMO) می باشد.این سازمان ها در زمینه گردشگری با ارائه انواع خدمات الکترونیکی ، امکان جستجو و برنامه ریزی سفر را برای گردشگران فراهم می آورند.وظایف این سازمان ها در برگیرنده، مدیریت منابع گردشگری ، برنامه ریزی برای فعالیت های گردشگری، تبلیغ و بازاریابی، آموزش کارکنان و عرضه خدمات مورد نیاز گردشگران می باشد. این سازمان ها در واقعه لایه میانی را در گردشگری الکترونیکی مابین عرضه و تقاضا شکل می دهنداز یک سو در زمینه عرضه روند تقاضا در بازار گردشگری در جهان و مناطق مختلف و جهت گیری تقاضا را برای مقاصد فراهم می آورند و از دیگر سو با کسب اطلاعات لازم از مقاصد،آن اطلاعات را در اختیار گردشگران قرار می دهند(Buhalis,2003).
باید گفت نظر به ماهیت گردشگری، کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات میتواند در بهبود کارآیی تحویل خدمات و معاملات و همچنین پیش بینی فرصت جهت میسر ساختن دستیابی دامنه گسترده و متنوعی از تجارب در زمینه های گوناگون گردشگری بسیار مفید واقع گردد.
در عرصه جهانی توسعه ICTتاثیرعمیقی بربخش گردشگری و مسافرت داشته است و این مهم همچنان در حال تغییر دادن ساختار و فرآیند های آن میباشد.

گردشگری برای عصر فرا پسامدرن

گردشگری الکترونیک

گردشگری برای عصر فرا پسامدرن

در عصر حاضر دگرگوني ژرف تكنولوژيكي، مكانيسم‏ها و شرايط و در نتيجه بحث هاي تكنيكي و فني به سوي پيچيدگي، تنوع و ظرافت بيشتري گرايش يافته است. در اين ميان دگرگوني‏هاي اقتصادي مهم حاصله در برگيرنده شماري از روابط توليد پيچيده، فراگير و روابط مبادلاتي مي باشد كه در امر جهاني شدن روندي رو به گسترش دارد.برخي از دگرگوني هاي اقتصادي مربوط به پيوندهاي نيرومند و روابط همپيوند ميان بخش هاي فرعي مربوط در زمينه توسعه صنعتي ـ خدماتي ـ تكنولوژيكي مي باشند.چنين تنظيم اقتصادي مايه كاهش فرق گذاشتن ميان بخش هاي سنتي شده است. بدين ترتيب ما با يك روند همزمان خدمات صنعتي گرايانه( مانند كاربرد انبوه سخت افزار در ارتباطات، گردشگري، بانكداري، حمل ونقل و نظير اينها) و نيز يك روال مهم ساخت « سه سويه» و ديگر فعاليت ها (مانند نرم افزار و ديگر خدمات توليد‏گران و دروندهاي لازم براي توليد كالا) روبه رو مي باشيم(كاپلينسكي،105،1372). بر اين مبنا گردشگري نيز كه در رويكردي خاص در هزاره سوم مورد توجه مي باشد؛ تحولاتي را پذيرا شده كه به فراگير شدن آن منتهي گرديده است. گردشگري در رابطه با بسترهاي تكنولوژيكي بحث شده و بسترهاي اقتصادي حاصل از جهاني شدن، اصلي مستحكم در سياست هاي اقتصادي در هزاره سوم محسوب مي شود.تحولات حاصل از مباحث فوق در رابطه با گردشگري در دوسويه تاثير گذاري از يك سو به شكل گيري گردشگري الكترونيكي منتهي گرديده و از ديگر سو شكل گيري گردشگري مجازي را سبب شده است.

 با رشد سريع تكنولوژي اطلاع رساني در چارچوب نظام مبادله الكترونيكي و سرعت بخشيدن به امر بازاريابي و مسافرت، كاهش هزينه ها و دستيابي به بازارهاي جديد را در زمينه گردشگري فراهم آورده است. به عنوان مثال مي توان به نقش اينترنت در زمينه ارتباطات گردشگري، اطلاع رساني به گردشگران و آگاهي يافتن از وضعيت مقاصد گردشگري و از ديگر سو از وضعيت بازار گردشگري اشاره كرد.در اين ميان جهاني شدن نيز با فراهم آوردن امكان انتقال آزاد اين اطلاعات تسهيل كننده اين روند مي باشد.از اين رو همتنيدگي گردشگري و تكنولوژي هاي اطلاعاتي و ارتباطي، شكل دهنده و تسهيل كننده امر سفر در عصر حاضر مي باشند كه تغييرات بسياري را در هر دو بعد عرضه و تقاضاي گردشگري سبب شده است.گردشگري الكترونيكي حاصل اين همتنيدگي و تغييرات حاصل از آن مي باشد، براين مبنا مي توان گردشگري الكترونيكي را به صورت زير تعريف نمود: « گردشگري الكترونيكي، بكار گيري تكنولوژي هاي جديد بخصوص تكنولوژي هاي اطلاعات و ارتباطات(ICT ) در دو بعد عرضه و تقاضاي گردشگري مي باشد كه در آن علاوه بر عرضه خدمات موردنياز گردشگران ، زمينه هاي بازاريابي و دورنمايي گردشگري مقاصد فراهم مي باشد».

 با كاهش گردشگري انبوه و ساختار شكني آن در چالش هاي پسامدرنيته و شكل گيري گردشگري پسامدرن كه در فصل قبل مورد بررسي قرار گرفت؛  تقاضاي بازار گردشگري تغييرات بسياري در راستاي تغييرات انگيزه ها و نيازهاي گردشگران پذيرا شده است. پردازش الگوهاي فضايي گردشگري و ميل به سفر به مناطق مختلف جهان در يك رويكرد تكثرگراي پسامدرن به همراه فضامندي سرمايه داري سازمان نايافته وميل به سيطره فضايي بر تمامي فضاها، سبب آن گرديد كه گردشگران مناطقي غير از مقاصد گردشگري انبوه را كه در چهار S معرف خلاصه مي شد برگزينند. علاوه بر آن بر خلاف گردشگري انبوه، تجربه گردشگري و درك فضا و فرهنگ بومي مقاصد گردشگري در گردشگري پسامدرن اهميت فراواني يافته است. از اين رو گردشگران براي آگاهي از مقاصد گردشگري و وضعيت آنها در بعد تقاضا از تكنولوژي هاي اطلاعاتي و ارتباطي استفاده نموده و در چارچوب انگيزه هاي خود به انتخاب مقاصد اقدام مي نمايند. در اين ميان آژانس هاي مسافرتي با استفاده از اينترنت در عرصه طرح هاي تخصصي گردشگري و در چارچوب شناخت زمان تعطيلات به همراه پاسخگويي به نيازهاي گردشگران، مبادرت به بازاريابي گردشگري در مقاصد مختلف نمودند.

بطور كلي استفاده از تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات و گسترش آن در زمينه عرضه و تقاضاي گردشگري سبب آن شد كه گردشگران قبل از سفر به ارزيابي و بررسي و ضعيت مقاصد بپردازند و تجربه اي مجازي را در چارچوب دورنمايي گردشگر در ذهن خود شكل دهد. علاوه برآن اين امر زمينه هاي دموكراتيك شدن امر انتخاب مقاصد را براي سفر فراهم آورده كه بر بستري از ليبراليسم حاصل از جهاني شدن تسهيل شده است. اين خود نشان از گذار به انعطاف پذيري ارائه محصول گردشگري در رابطه به عرضه دارد كه به گونه‏اي متبلور كننده توليد بهنگام بر آمده از شيوه توليد پسافورديسم مي باشد.به عبارتي ديگر محصول گردشگري در يك تنوع خاص در برگيرنده پاسخگويي به تقاضاي شخصي و متكثر گردشگران بوده و گردشگران را قادر مي سازد در راستاي انگيزه هاي شخصي و تمايلات خود به انتخاب مقاصد گردشگري براي سفر بپردازند. در اين ميان تحقيقات انجام گرفته نيز تأييد‏كننده رويكردي از تقاضاگردشگران براي استفاده از تكنولوژي هاي اطلاعاتي براي سفر مي باشد. اين تحقيقات نشان دهنده آن است كه تعداد گردشگراني كه از طريق وب براي برنامه ريزي قبل از سفر خود استفاده كرده‏اند از 1/3 ميليون نفر در سال 1996 به 8/33 ميليون نفر در سال 1998 رسيده و افزايشي 100 درصدي را در طي دو سال نشان مي دهد.علاوه بر اين پيش بيني مي شود كه طي ده سال آينده 30% از كل فعاليت هاي گردشگري از طريق اينترنت انجام پذيرد. بر اساس گزارشات، حجم عمليات اينترنتي بازار جهاني گردشگري در دوره زماني 1999 تا 2001 ، به بيش از شش برابر افزايش يافته است و از پنج ميليون دلار آمريكا در سال 1999 كه در وب سايت ها هزينه شد به 30 ميليون دلار رسيده است.

در اين ميان عرضه كنندگان محصول گردشگري تحت تاثير تقاضاي گردشگري با گرايش به استفاده از تكنولوژي هاي جديد به عرضه محصول گردشگري مي پردازند و از آنجا كه گذار از گردشگري انبوه شكل گرفته و تكثري را درتقاضا گردشگري سبب شده، ديگر بنگاه هاي بزرگ كارآيي لازم رانداشته و در راستاي انعطاف پذيري، بنگاه هاي كوچك در زمينه ارائه خدمات به گردشگران ايجاد گرديد كه به گردشگران با تمايلات و انگيزه هاي متفاوت سرويس دهند. اين خود ريسك پذيري ناشي از تغييرات تقاضا را در زمينه گردشگري كاهش داد و از ديگر سو با امكان دسترسي مستقيم به گردشگران از طريق تكنولوژي هاي جديد، درآمد حاصل براي بنگاه هاي اقتصادي افزايش يافت و اين خود بستري را براي رقابت بيشتر و ارائه خدمات با كيفيت بالاتر را بين بنگاه ها سبب گرديد. از ديگر تغييرات حاصل از گردشگري الكترونيكي در زمينه عرضه محصول گردشگري،

شكل گيري سازمان هاي مديريت مقاصد(DMO )مي باشد.اين سازمان ها در زمينه گردشگري با ارائه انواع خدمات الكترونيكي ، امكان جستجو و برنامه ريزي سفر را براي گردشگران فراهم مي آورند.وظايف اين سازمان ها در برگيرنده، مديريت منابع گردشگري ، برنامه ريزي براي فعاليت هاي گردشگري، تبليغ و بازاريابي، آموزش كاركنان و عرضه خدمات مورد نياز گردشگران مي باشد. اين سازمان ها در واقعه لايه مياني را در گردشگري الكترونيكي مابين عرضه و تقاضا شكل مي دهنداز يك سو در زمينه عرضه روند تقاضا در بازار گردشگري در جهان و مناطق مختلف و جهت گيري تقاضا را براي مقاصد فراهم مي آورند و از ديگر سو با كسب اطلاعات لازم از مقاصد آن اطلاعات را در اختيار گردشگران قرار مي دهند.

توریسم جنسی بازتولید نظام برده داری


توریسم جنسی بازتولید نظام برده داری
 
 چرا انسانها نمیخواهند درک کنند که برده بودن بسیار کریه و زشت است حال هر شکلی از آن چه بردگی ایدئولوژیک چه بردگی اقتصادی چهبردگی حاصل از جهل و نا آگاهی و هر شکل دیگر آن؟
گردشگری جنسی .گسترش سريع و روزافزون شبكه اينترنت، به تبليغات صنعت گردشگري جنسي به ويژه جهت ساكنان اروپاي غربي و آمريكا، رونقي دوچندان بخشيدهاست. در اين تبليغات خدماتي نظير تورهاي جنسي، فاحشه‌خانه‌ها و سفارشات اينترنتيزنان روسپي در كشورهايي نظير تايلند، فيليپين و كوبا ارائه مي‌شود.بي‌شك در اين وضعيت، علاوه بر گسترش قاچاق زنان و كودكان، ضربات سنگيني بر حقوق انساني زنان وكودكان وارد شده و آنها را به يك كالاي جنسي جهت مردان هوسران گردشگر، تبديل نمودهاست.مبلغان تورهاي جنسي، اندام‌ها و جنسيت زنان را در كل كره خاكي و از طريق شبكه اينترنت به حراج مي‌گذارند. اين شبكه، ارتباط بين‌المللي جهت فروش زنان در يك بازارجهاني و به ويژه جهت مردان كشورهاي صنعتي به وجود آورده است. در دو سال گذشته،امكانات چندرسانه‌اي (صوت و تصوير) به شبكه اينترنت افزوده شده كه تبدل رنگ،گرافيك، عكس، انيميشن، صدا و تصاوير متحرك را ممكن نموده است.
اين ويژگي‌هاي پرشور و نوين اينترنت، به رشد سريع منافع تجاري در بخش‌هاي گوناگون شبكه منجرگرديده است كه در اين ميان «صنعت سكس» يكي از پيشگامان در استفاده از اين ويژگي‌هاست.
تبليغات ويژه تورهاي جنسي، فاحشه‌خانه‌ها و استريپ‌بارها (بارهاييكه در آن افرادي كاملاً برهنه مي‌شوند). به سهولت و بدون كمترين محدوديتي در شبكه اينترنت ارائه مي‌گردد. چند مثال را مرور مي‌كنيم: اتاق‌هاي گفت‌وگوي اينترنتي،امروزه به مكاني جهت تبادل اطلاعات در توصيه‌ها براي گردشگري‌هاي جنسي و يافتن زنان روسپي در كشورهاي مختلف تبديل شده است.
اطلاعاتي نظير چگونگي سفر، قيمت‌ هتل‌ها،شماره تلفن‌ها، كرايه تاكسي‌ها، قيمت مشروبات الكلي، قميت خدمات جنسي ارائه شده وانواع آن را به راحتي مي‌توانيد در اين اتاق‌ها بيابيد.
تصاوير مستهجن اين سفرهانيز در دسترس همگان است. در تابستان 1995 يك مرد آمريكايي، براي اولين بار «تورهاي جنسي» به مقصد جمهوري دومينيكن را در شبكه اينترنت تبليغ نمود. اين تور 4 روزه باهمراهي يك راهنما جهت ارائه اطلاعات كاربردي در مورد چگونگي يافتن و ارتباط با زنان روسپي و همچنين يافتن گروه‌هاي عياشي ارائه مي‌شد.
اين تورها با سكس دهاني توسط يك زن جذاب كه از سوي راهنماي تور انتخاب مي‌شد، همراه بود و يا در تبليغات مربوط به «تعطيلات جنسي» در كاستاريكا كه با ارائه راهنماي گردشگري (زنان روسپي بومي) همراه بود، با طولاني شدن زمان تور امكان تعويض راهنماها نيز ممكن بود. شوهاي مبتذل سكسي نيز در تايلند به يكي از بخش‌هاي مهم گردشگري تبليغ شده در اينترنت بدل شدهاست. از تصاوير زنان كاملاً عريان نيز در اين تبليغات استفاده مي‌شود.
در يكي ازتبليغات مربوط به سفر به فيليپين، كه با ارائه تصوير يك زن همراه است، وي از شمادعوت مي‌كند كه جهت ديدن فيليپين با وي همراه شويد! در اين تبليغات از آن كشور به عنوان مكاني جذاب و هيجان‌انگيز نام برده شده است. در اين تبليغات به اختصار به وجود زنان روسپي در همه جاي كشور و با ارائه ليست قيمت آنان اشاره شده است. به نظرمي‌رسد همه حرف‌ها پيرامون عشق، زناشويي كودكان دور مي‌زند.
در تبليغاتي ديگر،ارائه يك راهنماي مؤنث اختصاصي جهت اين تورها تبليغ شده است. در اين تبليغات اشاره شده كه كليه دستمزدها بايد به مدير تور و نه زن پرداخت گردد، اما پرداخت انعام فراموش نگردد! و يا گفته مي‌شود كه اين زنان به سن، ظاهر و ثروت شما توجهي نخواهندكرد.
در تبليغي ديگر با ارائه ليستي مصور از زنان مختلف، آدرس‌هاي آنان به خريداران فروخته مي‌شود. همه اين تبليغات براي سودآوري فاحشه‌خانه‌ها و هتل‌ها ومشروب‌فروشي‌هاي نيز مفيد خواهند بود.
در سفارشات اينترنتي دختران برخلاف آنچه كه به عنوان يافتن همسر در كشورهاي ديگر تعبير مي‌شود، اكثر مردان پس از سفر به آن كشورها و ازدواج با آن دختران، آنان را ترك مي‌كنند.
در گردشگري جنسي و سفر به مكان‌هاي هيجان‌انگيز، افراد محدوديت‌هاي موجود در منازل خود را نخواهند داشت. درشهرهاي خارجي، مردان امكان همه نوع سوءاستفاده و بدرفتاري با زنان و دختران را بهروش‌هايي كه در كشورهاي خودشان بسيار خطرناك و يا پردردسر است، خواهند داشت. براي تعدادي از مردان، جذابيت بانكوك به دليل وجود دختران بسيار جوان و روش‌هاي شبيه به برده‌داري در آن است.در تبليغات اينترنتي سفر به بانكوك، به رضايت مرداني كه پيش از اين به تايلند سفر كرده‌اند، اشاره شده است. نيروهاي پرقدرت تبعيض نژادي،آزار زنان، تسلط كشورهاي قدرتمند و استعمار اقتصادي در فروش زنان جذاب و شهواني متحد گرديده‌اند. اكثر مكان‌هاي توريسم جنسي در نيم كره جنوبي نظير تايلند وفيليپين سال‌هاي آغاز فعاليت خود را با تقاضاي مربوط به زنان روسپي توسط نظامياناشغالگر آمريكايي آغاز نموده است و با ترك ارتش آمريكا، دلالان محبت (قوادان) وكارگزاران فعال در اين صنعت بازار جديدي را براي زنان تايلندي و فيليپيني جهتتورهاي نسي به مقاصد ژاپن و اروپا پيدا كرده‌اند
سود فزاينده اين تورها نصيب شركت‌هاي فرامليتي، خطوط هواپيمايي، هتل‌ها و رستوران‌ها مي‌گردد. با تبديل روسپي‌گري به يكي از انواع گردشگري ويژه مردان، اين فعاليت‌ها به يكي از عوامل توسعه اقتصادي كشورهاي فقير بدل شده است. «صنعت گردشگري» همواره از سوي سازمان ملل متحد، بانك جهاني و گروه‌هاي مشاوره‌اي ايالات متحده به عنوان يكي از راه‌هاي ايجاددرآمد و بازپرداخت بدهي‌هاي خارجي كشورهاي فقير معرفي شده است.
كشورها با تعيين سياست‌هاي گردشگري خود، مي‌توانند در صورت تمايل از گسترش روسپي‌گري به عنوان يك جنبه گردشگري حمايت نموده و يا از شكل‌گيري آن جلوگيري نمايند.
البته تعدادي ازكشورها با اتكا به فروش اندام‌هاي زنان، به كسب درآمد روي آورده‌اند. با رشد صنعت سكس، زنان و دختران بيشتري در يك شهر و يا كشور به اين سو كشيده مي‌شوند تا بهگردشگران خارجي فروخته شوند.
در «بارهاي بانكوك» زنان و دختران اسم ندارند، بلكه شماره‌هايي بر لباس‌هاي تنگ و كوتاه آنان نصب شده است. مردان آنان را باشماره‌هايشان انتخاب مي‌كنند.آنها كالاهايي سكسي و قابل تعويض به معناي كامل كلمه هستند. در يك تخمين گفته شده است كه 10 درصد جمعيت مؤنث تايلند در صنعت سكس فعالند. در مراكز توريسم جنسي، نظير بانكوك تقاضا براي زنان مورد استفاده در مراكزروسپي‌گري، از ظرفيت جمعيت بومي آن فراتر رفته و آنان قادر به تأمين زنان كافي جهت انجام تقاضاهاي گردشگري خارجي نيستند، لذا دلالان محبت و پااندازها به ساير كشورهابه ويژه آنهايي كه بحران‌هاي سياسي ، زنان را آسيب‌پذير و نيازمند نموده، روي آورده‌اند.
مقامات تايلندي تخمين مي‌زنند كه هم‌اكنون 20000 زن برمه‌اي درفاحشه‌خانه‌ها فعالند كه همه ساله به تعداد آنها افزوده مي‌گردد. هم چنين 10000 زن از كشورهاي مستقل مشترك‌المنافع و 5000 زن چيني نيز همه ساله به تايلند روي آورده مي‌شوند.
مرداني كه از اين سايت‌هاي اينترنتي استفاده مي‌كنند ، در يادداشت‌هاي خود به يكديگر، گردشگران را به بازديد از كشورهايي كه به سختي از فقر صدمه ديده‌اند، دعوت مي‌كنند.
با كاهش درآمد سالانه، زنان مستأصل‌تر گرديده و در برابرروسپي‌گري ، مقاومت كمتري نشان مي‌دهند و همچنين قيمت‌ها براي سكس با زنان روسپي هم پايين‌تر مي‌آيد.
مردان در اكثر موارد، درآمد ميانگين مناطق را به عنوان بخشي ازاطلاعات عمومي در مورد هر كشور يا شهر خاطرنشان مي‌كنند. اين اطلاعات جهت توضيح وتوجيه اينكه چرا زنان را مي‌توان به بهايي اندك در مقايسه با درآمد مردان كشورهايصنعتي خريداري كرد، به كار مي‌آيد.
با رشد توريسم جنسي، شهرها و كشورها بر اساس روسپي‌گري در سطح جهاني با بدنامي روبه‌رو مي‌شوند. هنگامي كه محيط سرشار ازخودفروشي و قوادي گردد ، همه زنان حاضر در محيط‌هاي بيروني به عنوان «روسپي» و همهمردان به شكل «قواد» ديده مي‌شوند.
در يكي از تبليغات اينترنتي كه از كوبا بهعنوان مكاني جديد جهت خوشگذراني مردان اروپايي در منطقه كارائيب نام مي‌برد. يك مرددر گزارش خود از كوبا مي‌نويسد: «شما هر دختري كه بخواهيد مي‌توانيد داشته باشيد. فقط در برابر او در خيابان بايستيد و از آن زن بپرسيد كه آيا تمايل داريد با منبياييد و او خواهد آمد… هداياي كوچكي نظير لباس‌هاي زنانه يا عطر به همراه داشتهباشيد تا با شما نظير يك سلطان برخورد شود».يك توريست ديگر در مورد كوبامي‌نويسد: «هر دختر غير مجرد كوبايي را مي‌توانيد داشته باشيد. اكثر آنها در موردروسپي‌گري چيزي نمي‌دانند تا اينكه با يك توريست آشنا مي‌شوند.«همچنين مردديگري در مورد اينكه چگونه يك دختر كمتر از 12 ساله را براي سكس در بانكوك بيابيدچنين مي‌نويسد: «به دنبال مردان قواد باشيد تا دختر مورد نظر خود را بيابيد حتي اگرآن مرد نتواند به شما كمكي كند ، مرد مناسبي را به شما نشان خواهد داد».تبديلجنسيت زن به كالا جهت فروش به هر مردي، نجابت روحي و پاكي جسماني او را كه جزء حقوقپايه هر انساني است ، از بين مي‌برد. روسپي‌گري ، پايمال نمودن حقوق انساني زناناست. كليه مقالات ارايه شده در گردهمايي سازمان‌هاي غيردولتي و چهارمين كنفرانسجهاني زن در پكن ، به اين مورد اشاره نموده‌اند كه يك نياز اساسي جهت پايان دادن بهاستثمار جهاني زنان و گردشگري جنسي احساس مي‌شود.
در قطعنامه كنفرانس مي‌خوانيم: «ما خواهان پايان دادن به تجاوزات جنسي و همه انواع استثمار جنسي و خشونت و آزارجنسي زنان و كودكان هستيم. ما همچنين خواهان پايان دادن به قاچاق زنان و كودكان بهويژه گردشگري جنسي هستيم». تبليغات اينترنتي در مورد زنان روسپي در تورهاي گردشگريجنسي ، باعث افزايش رفتارهاي اين چنيني مردان و همچنين برخورد روزافزون مردان بازنان به عنوان يك كالاي جنسي مي‌گردد.
اينترنت ، شبكه‌اي ارتباطي با سريع‌ترينرشد و فاقد قانونمندي است. اين يك رسانه ارتباطي سريع است كه مي‌تواند مخاطبانش رادر هر نقطه دنيا و در عرض چند دقيقه بيابد. اين عوامل ، شبكه اينترنت را به مكانيپررونق جهت قاچاق بين‌المللي زنان تبديل نموده است كه موجب توسعه تجارت جهاني سكسگرديده است. هنوز هم وارد شدن و توسعه‌ي صنعت سكس در اينترنت، به عنوان آسيب‌هاييقلمداد مي‌شود كه بر زنان وارد مي‌گردد.
اولين آسيب اين است كه با استثمار جنسي زنان ، حقوق انساني آنان، پايمال مي‌شود. كساني كه خواهان توقف اين خشونت‌ها عليه زنان و كودكان هستند ، بايد در همه جنبه‌ها نظير حوزه‌هاي سياسي ، اجتماعي، اقتصادي، محلي ، ملي و بين‌المللي فعاليت نمايند تا دنيايي بسازند كه به مردان اجازه استثمار زنان و كودكان را ندهد.
 

گردشگری جنسی

گردشگری جنسی گسترش سریع و روزافزون شبکه اینترنت، به تبلیغات صنعت گردشگری جنسی به ویژه جهت ساکنان اروپای غربی و آمریکا، رونقی دوچندان بخشیده است.
در این تبلیغات خدماتی نظیر تورهای جنسی، فاحشه‌خانه‌ها و سفارشات اینترنتی زنان روسپی در کشورهایی نظیر تایلند، فیلیپین و کوبا ارائه می‌شود. بی‌شک در این وضعیت، علاوه بر گسترش قاچاق زنان و کودکان، ضربات سنگینی بر حقوق انسانی زنان و کودکان وارد شده و آنها را به یک کالای جنسی جهت مردان هوسران گردشگر، تبدیل نموده است.
مبلغان تورهای جنسی، اندام‌ها و جنسیت زنان را در کل کره خاکی و از طریق شبکه اینترنت به حراج می‌گذارند. این شبکه، ارتباط بین‌المللی جهت فروش زنان در یک بازار جهانی و به ویژه جهت مردان کشورهای صنعتی به وجود آورده است. در دو سال گذشته، امکانات چندرسانه‌ای (صوت و تصویر) به شبکه اینترنت افزوده شده که تبدل رنگ، گرافیک، عکس، انیمیشن، صدا و تصاویر متحرک را ممکن نموده است. این ویژگی‌های پرشور و نوین اینترنت، به رشد سریع منافع تجاری در بخش‌های گوناگون شبکه منجر گردیده است که در این میان «صنعت سکس» یکی از پیشگامان در استفاده از این ویژگی‌هاست.
تبلیغات ویژه تورهای جنسی، فاحشه‌خانه‌ها و استریپ‌بارها (بارهایی که در آن افرادی کاملاً برهنه می‌شوند). به سهولت و بدون کمترین محدودیتی در شبکه اینترنت ارائه می‌گردد. چند مثال را مرور می‌کنیم: اتاق‌های گفت‌وگوی اینترنتی، امروزه به مکانی جهت تبادل اطلاعات در توصیه‌ها برای گردشگری‌های جنسی و یافتن زنان روسپی در کشورهای مختلف تبدیل شده است. اطلاعاتی نظیر چگونگی سفر، قیمت‌ هتل‌ها، شماره تلفن‌ها، کرایه تاکسی‌ها، قیمت مشروبات الکلی، قمیت خدمات جنسی ارائه شده و انواع آن را به راحتی می‌توانید در این اتاق‌ها بیابید.
تصاویر مستهجن این سفرها نیز در دسترس همگان است. در تابستان ۱۹۹۵ یک مرد آمریکایی، برای اولین بار «تورهای جنسی» به مقصد جمهوری دومینیکن را در شبکه اینترنت تبلیغ نمود.
این تور ۴ روزه با همراهی یک راهنما جهت ارائه اطلاعات کاربردی در مورد چگونگی یافتن و ارتباط با زنان روسپی و همچنین یافتن گروه‌های عیاشی ارائه می‌شد. این تورها با سکس دهانی توسط یک زن جذاب که از سوی راهنمای تور انتخاب می‌شد، همراه بود و یا در تبلیغات مربوط به «تعطیلات جنسی» در کاستاریکا که با ارائه راهنمای گردشگری (زنان روسپی بومی) همراه بود، با طولانی شدن زمان تور امکان تعویض راهنماها نیز ممکن بود. شوهای مبتذل سکسی نیز در تایلند به یکی از بخش‌های مهم گردشگری تبلیغ شده در اینترنت بدل شده است.
از تصاویر زنان کاملاً عریان نیز در این تبلیغات استفاده می‌شود. در یکی از تبلیغات مربوط به سفر به فیلیپین، که با ارائه تصویر یک زن همراه است، وی از شما دعوت می‌کند که جهت دیدن فیلیپین با وی همراه شوید! در این تبلیغات از آن کشور به عنوان مکانی جذاب و هیجان‌انگیز نام برده شده است. در این تبلیغات به اختصار به وجود زنان روسپی در همه جای کشور و با ارائه لیست قیمت آنان اشاره شده است.
به نظر می‌رسد همه حرف‌ها پیرامون عشق، زناشویی کودکان دور می‌زند. در تبلیغاتی دیگر، ارائه یک راهنمای مؤنث اختصاصی جهت این تورها تبلیغ شده است.
در این تبلیغات اشاره شده که کلیه دستمزدها باید به مدیر تور و نه زن پرداخت گردد، اما پرداخت انعام فراموش نگردد! و یا گفته می‌شود که این زنان به سن، ظاهر و ثروت شما توجهی نخواهند کرد. در تبلیغی دیگر با ارائه لیستی مصور از زنان مختلف، آدرس‌های آنان به خریداران فروخته می‌شود. همه این تبلیغات برای سودآوری فاحشه‌خانه‌ها و هتل‌ها و مشروب‌فروشی‌های نیز مفید خواهند بود. در سفارشات اینترنتی دختران برخلاف آنچه که به عنوان یافتن همسر در کشورهای دیگر تعبیر می‌شود، اکثر مردان پس از سفر به آن کشورها و ازدواج با آن دختران، آنان را ترک می‌کنند.
در گردشگری جنسی و سفر به مکان‌های هیجان‌انگیز، افراد محدودیت‌های موجود در منازل خود را نخواهند داشت. در شهرهای خارجی، مردان امکان همه نوع سوءاستفاده و بدرفتاری با زنان و دختران را به روش‌هایی که در کشورهای خودشان بسیار خطرناک و یا پردردسر است، خواهند داشت. برای تعدادی از مردان، جذابیت بانکوک به دلیل وجود دختران بسیار جوان و روش‌های شبیه به برده‌داری در آن است. در تبلیغات اینترنتی سفر به بانکوک، به رضایت مردانی که پیش از این به تایلند سفر کرده‌اند، اشاره شده است. نیروهای پرقدرت تبعیض نژادی، آزار زنان، تسلط کشورهای قدرتمند و استعمار اقتصادی در فروش زنان جذاب و شهوانی متحد گردیده‌اند.
اکثر مکان‌های توریسم جنسی در نیم کره جنوبی نظیر تایلند و فیلیپین سال‌های آغاز فعالیت خود را با تقاضای مربوط به زنان روسپی توسط نظامیان اشغالگر آمریکایی آغاز نموده است و با ترک ارتش آمریکا، دلالان محبت (قوادان) و کارگزاران فعال در این صنعت بازار جدیدی را برای زنان تایلندی و فیلیپینی جهت تورهای نسی به مقاصد ژاپن و اروپا پیدا کرده‌اند. سود فزاینده این تورها نصیب شرکت‌های فراملیتی، خطوط هواپیمایی، هتل‌ها و رستوران‌ها می‌گردد. با تبدیل روسپی‌گری به یکی از انواع گردشگری ویژه مردان، این فعالیت‌ها به یکی از عوامل توسعه اقتصادی کشورهای فقیر بدل شده است.
«صنعت گردشگری» همواره از سوی سازمان ملل متحد، بانک جهانی و گروه‌های مشاوره‌ای ایالات متحده به عنوان یکی از راه‌های ایجاد درآمد و بازپرداخت بدهی‌های خارجی کشورهای فقیر معرفی شده است.
کشورها با تعیین سیاست‌های گردشگری خود، می‌توانند در صورت تمایل از گسترش روسپی‌گری به عنوان یک جنبه گردشگری حمایت نموده و یا از شکل‌گیری آن جلوگیری نمایند. البته تعدادی از کشورها با اتکا به فروش اندام‌های زنان، به کسب درآمد روی آورده‌اند.
با رشد صنعت سکس، زنان و دختران بیشتری در یک شهر و یا کشور به این سو کشیده می‌شوند تا به گردشگران خارجی فروخته شوند. در «بارهای بانکوک» زنان و دختران اسم ندارند، بلکه شماره‌هایی بر لباس‌های تنگ و کوتاه آنان نصب شده است.
مردان آنان را با شماره‌هایشان انتخاب می‌کنند. آنها کالاهایی سکسی و قابل تعویض به معنای کامل کلمه هستند. در یک تخمین گفته شده است که ۱۰ درصد جمعیت مؤنث تایلند در صنعت سکس فعالند. در مراکز توریسم جنسی، نظیر بانکوک تقاضا برای زنان مورد استفاده در مراکز روسپی‌گری، از ظرفیت جمعیت بومی آن فراتر رفته و آنان قادر به تأمین زنان کافی جهت انجام تقاضاهای گردشگری خارجی نیستند، لذا دلالان محبت و پااندازها به سایر کشورها به ویژه آنهایی که بحران‌های سیاسی ، زنان را آسیب‌پذیر و نیازمند نموده، روی آورده‌اند.
مقامات تایلندی تخمین می‌زنند که هم‌اکنون ۲۰۰۰۰ زن برمه‌ای در فاحشه‌خانه‌ها فعالند که همه ساله به تعداد آنها افزوده می‌گردد.
هم چنین ۱۰۰۰۰ زن از کشورهای مستقل مشترک‌المنافع و ۵۰۰۰ زن چینی نیز همه ساله به تایلند روی آورده می‌شوند.
مردانی که از این سایت‌های اینترنتی استفاده می‌کنند ، در یادداشت‌های خود به یکدیگر، گردشگران را به بازدید از کشورهایی که به سختی از فقر صدمه دیده‌اند ، دعوت می‌کنند. با کاهش درآمد سالانه، زنان مستأصل‌تر گردیده و در برابر روسپی‌گری ، مقاومت کمتری نشان می‌دهند و همچنین قیمت‌ها برای سکس با زنان روسپی هم پایین‌تر می‌آید. مردان در اکثر موارد، درآمد میانگین مناطق را به عنوان بخشی از اطلاعات عمومی در مورد هر کشور یا شهر خاطرنشان می‌کنند. این اطلاعات جهت توضیح و توجیه اینکه چرا زنان را می‌توان به بهایی اندک در مقایسه با درآمد مردان کشورهای صنعتی خریداری کرد، به کار می‌آید. با رشد توریسم جنسی، شهرها و کشورها بر اساس روسپی‌گری در سطح جهانی با بدنامی روبه‌رو می‌شوند. هنگامی که محیط سرشار از خودفروشی و قوادی گردد ، همه زنان حاضر در محیط‌های بیرونی به عنوان «روسپی» و همه مردان به شکل «قواد» دیده می‌شوند. در یکی از تبلیغات اینترنتی که از کوبا به عنوان مکانی جدید جهت خوشگذرانی مردان اروپایی در منطقه کارائیب نام می‌برد. یک مرد در گزارش خود از کوبا می‌نویسد: «شما هر دختری که بخواهید می‌توانید داشته باشید. فقط در برابر او در خیابان بایستید و از آن زن بپرسید که آیا تمایل دارید با من بیایید و او خواهد آمد… هدایای کوچکی نظیر لباس‌های زنانه یا عطر به همراه داشته باشید تا با شما نظیر یک سلطان برخورد شود».
یک توریست دیگر در مورد کوبا می‌نویسد: «هر دختر غیر مجرد کوبایی را می‌توانید داشته باشید. اکثر آنها در مورد روسپی‌گری چیزی نمی‌دانند تا اینکه با یک توریست آشنا می‌شوند.
«همچنین مرد دیگری در مورد اینکه چگونه یک دختر کمتر از ۱۲ ساله را برای سکس در بانکوک بیابید چنین می‌نویسد: «به دنبال مردان قواد باشید تا دختر مورد نظر خود را بیابید حتی اگر آن مرد نتواند به شما کمکی کند ، مرد مناسبی را به شما نشان خواهد داد».
تبدیل جنسیت زن به کالا جهت فروش به هر مردی، نجابت روحی و پاکی جسمانی او را که جزء حقوق پایه هر انسانی است ، از بین می‌برد. روسپی‌گری ، پایمال نمودن حقوق انسانی زنان است. کلیه مقالات ارایه شده در گردهمایی سازمان‌های غیردولتی و چهارمین کنفرانس جهانی زن در پکن ، به این مورد اشاره نموده‌اند که یک نیاز اساسی جهت پایان دادن به استثمار جهانی زنان و گردشگری جنسی احساس می‌شود. در قطعنامه کنفرانس می‌خوانیم: «ما خواهان پایان دادن به تجاوزات جنسی و همه انواع استثمار جنسی و خشونت و آزار جنسی زنان و کودکان هستیم. ما همچنین خواهان پایان دادن به قاچاق زنان و کودکان به ویژه گردشگری جنسی هستیم».
تبلیغات اینترنتی در مورد زنان روسپی در تورهای گردشگری جنسی ، باعث افزایش رفتارهای این چنینی مردان و همچنین برخورد روزافزون مردان با زنان به عنوان یک کالای جنسی می‌گردد.
اینترنت ، شبکه‌ای ارتباطی با سریع‌ترین رشد و فاقد قانونمندی است. این یک رسانه ارتباطی سریع است که می‌تواند مخاطبانش را در هر نقطه دنیا و در عرض چند دقیقه بیابد. این عوامل ، شبکه اینترنت را به مکانی پررونق جهت قاچاق بین‌المللی زنان تبدیل نموده است که موجب توسعه تجارت جهانی سکس گردیده است. هنوز هم وارد شدن و توسعه‌ی صنعت سکس در اینترنت، به عنوان آسیب‌هایی قلمداد می‌شود که بر زنان وارد می‌گردد.
اولین آسیب این است که با استثمار جنسی زنان ، حقوق انسانی آنان، پایمال می‌شود. کسانی که خواهان توقف این خشونت‌ها علیه زنان و کودکان هستند ، باید در همه جنبه‌ها نظیر حوزه‌های سیاسی ، اجتماعی، اقتصادی ، محلی ، ملی و بین‌المللی فعالیت نمایند تا دنیایی بسازند که به مردان اجازه استثمار زنان و کودکان را ندهد.

محمود قوچانی

سازمان صلح سبز بین‌الملل            Greenpeace International

سازمان صلح سبز بین‌الملل            Greenpeace International
حسین یزدانی
مقدمه
همیشه زندگی سالم در گرو محیط زیستی سالم می‌باشد. امروزه حفظ محیط زیست و فراهم آوردن بستری سالم و آرام برای بشر، برنامه‌ها و طرحهای بسیاری از سوی تعداد زیادی از دولتها، سازمانها، گروهها و افراد را موجب شده است.
هر چند دولتها خود تمایل زیادی به حفظ محیط زیست دارند، اما وجود برخی منافع باعث شده است که همین دولتها دست به فعالیتهایی بزنند که حفظ و بقای محیط زیست را به خطر بیاندازد و زندگی افراد بشری را به خطر بیاندازد، لذا بشر خود به فکر افتاد تا راهی برای حفظ این محیط گرانبها پیدا نماید، اما از آنجا که فرد به تنهایی در مقابل قدرت بزرگی چون دولت نمی‌توانست عرض اندام نماید، لذا به این فکر افتاد تا اقدامات خود را در قالب گروهی و سازمانی انجام دهد. از این جا بود که اندیشه ایجاد سازمانهای مردمی برای مقابله با قدرت عمومی (یعنی دولتها) ظهور کرد.


ادامه نوشته

اجرای اعلامیه هزاره
هدفهای توسعه هزاره و نقش سازمان ملل متحد
رهبران جهان در اجلاس هزاره ملل متحد در سپتامبر ٢٠٠٠ در مورد مجموعه ای از هدفهای قابل نیل در
زمانی محدود و مشخص و هدفهایی برای مبارزه با فقر، گرسنگی، بیماری، بیسوادی، نابودی محیط زیست و
تبعیض علیه زنان توافق کردند. این هدفها که در مرکز برنامه کار جهانی قرار داده شدند، اینک "هدفهای توسعه
هزاره" نامیده می شوند. "اعلامیه اجلاس هزاره" نیز طیفی گسترده از تعهدات را در زمینه حقوق بشر، حکومت
مطلوب و مردم سالاری ترسیم و مشخص کرد.

ادامه نوشته

مفاهیم: اهداف توسعه هزاره چیست؟

مفاهیم: اهداف توسعه هزاره چیست؟

همشهری‌آنلاین – دکتر یونس شکرخواه:
اهداف توسعه هزاره یا Millennium Development Goals به اختصار MDGs نامیده می‌شوند

این اهداف در واقع هشت هدف مشترک هستند که در سال ۲۰۰۰ در سازمان ملل بر سر آن‌ها توافق شد. این اهداف باید تا سال 2015 تامین شوند.

millennium

متن کامل بیانیه اول سازمان ملل در این زمینه [فرمت پی دی اف]:  United Nations Millennium Declaration

اهداف توسعه هزاره عبارتند از:
1. ریشه کنی فقر
2. تامین آموزش ابتدائی در سطح جهانی
3. برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان
4. کاهش مرگ و میر اطفال
5. بهبود وضعیت مادران
6. مبارزه با ایدز؛ مالاریا و سایر بیماری‌ها
7. تضمین پایداری محیط زیست
8. مشارکت جهانی برای توسعه

کمیسیون توسعه پایدار سازمان ملل متحد

مقدمه :
         « تقديم به پيشگاه عدالت كه حفاظت محيط زيست را الزامي رفتاري در قبال
نسل هاي حاضر و آينده بشر مي شمارد » .
در كنفرانس ريو ، چند نهاد به منظور رسيدگي و ترغيب اجراي دستوركار 21 بسط نهاده شد كه از مهمترين آنها « كميسيون توسعه پايدار سازمان ملل متحد » بود . اين كميسيون مركب از 53 عضو است كه براي دوره سه ساله انتخاب مي شود و هر ساله   آن تغيير مي كند . گزينش اين اعضا به نحوي است كه از تمامي نواحي جغرافيايي جهان نمايندگاني در اين كميسيون حاضر هستند . اين كميسيون در سال 1993 ميلادي شروع به كار نموده و از آن زمان تاكنون هفده اجلاس برگزار شده است . اين نشست ها براي بررسي پيشرفت هاي انجام شده در زمينه جوانب مختلف دستوركار 21 بوده است . حضور وزراي كشورهاي مختلف در اجلاس هاي اين كميسيون چشمگير بوده و موجب افزايش اعتبار سياسي آن شده است . همچنين سازمان هاي غيردولتي محيط زيست اجازه دارند در اجلاس هاي آن شركت نمايند كه اين امر اجلاس كميسيون را به نوعي به اجلاس نيمه عالي زمين تبديل كرده است . همدلي و همكاري ميان سي هاي غيردولتي و كشورهاي دلسوز محيط زيست شرايط را فراهم آورده است تا دستوركار 21 در اين كميسيون پيگيري شود .
به طور كلي هدف از تشكيل اين كميسيون ، تقويت توسعه پايدار از سه طريق بوده است :

ادامه نوشته

آشنایی با یونسکو (UNESCO)

آشنایی با یونسکو (UNESCO)

همشهری‌آنلاین:
یونسکو سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد 16 نوامبر 1945 به‌ وجود آمد

37 کشور در 19 نوامبر 1945 اساسنامة یونسکو (UNESCO) این نهاد تخصصی سازمان ملل را امضا کردند و به‌این ترتیب سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد(یونسکو) با هدف پیشبرد صلح و رفاه همگانی در جهان از طریق «همکاری» میان ملت‌ها تأسیس شد.
یونسکو با ازدیاد و تقویت مناسبات آموزشی، علمی و فرهنگی دو هدف کاملاً پیوسته را تعقیب می کند:
1. توسعه، که ورای تقاضای سادة پیشرفت مادی، باید به طیف گسترده ای از خواستهای انسان پاسخ گوید، بدون آنکه میراث نسلهای آینده را به خطر افکند.
2. برقراری فرهنگ صلح، بر اساس آموزش مسؤولیت شهروندی و مشارکت کامل در فرایندهای دموکراتیک. برای اینکه صلح پایدار، صادقانه و مورد قبول همه برقرار شود، در دیباچة اساسنامة یونسکو آمده است کشورهای امضاء کنندة این اساسنامه مصمم‌اند که دستیابی کامل و برابر به آموزش، پی جویی آزاد حقیقت عینی، تبادل آزاد اندیشه‌ها و دانسته‌ها را برای همگان تضمین کنند و روابط بین مردم خود را توسعه بخشند و افزایش دهند تا با درک متقابل و بهتر به شناختی دقیق‌تر و حقیقی تر از آداب و رسوم یکدیگر برسند.

اعضای یونسکو

اساسنامه یونسکو در سال 1946 مورد امضاء بیست کشور دیگر قرار گرفت و بدین ترتیب این تعداد از اعضاء نخستین بنیانگذاران سازمان آموزشی، علمی، فرهنگی ملل متحد شدند. تا سال 1950 تعداد اعضا یونسکو به 59 عضو رسید و در سال 1954 اتحاد جماهیر شوروی سابق به عنوان هفتادمین عضو به این سازمان پیوست.
بین سالهای 1960 و 1962 در پی فرایند استعمارزدایی 24 کشور جدید التأسیس آفریقایی نیز به این سازمان پیوستند. اما در سال 1984 یونسکو یکی از اعضای مهم خود یعنی ایالات متحده را که بر مدیریت و سیاستهای سازمان انتقاد داشت و تصمیم به خروج از آن را گرفت را از دست داد. اندکی بعد انگلستان و سنگاپور نیز از  سازمان کناره گیری کردند.
در اوایل سال 1990 فروپاشی بلوک شرق سبب ایجاد تحولات بیشتر شد. کرسی آلمان شرقی بر اثر اتحاد با آلمان حذف گردید. اندکی بعد فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق نیز سبب افزایش اعضا شد و 12 عضو جدید بر اثر این فروپاشی به سازمان یونسکو پیوستند از جمله ارمنستان، آذربایجان، گرجستان، قزاقستان و قرقیزستان، اندکی بعد نوبت کشورهای یوگسلاوی سابق شد و کشورهایی نظیر بوسنی هرزگوین، اسلوونی و کروزنی به این سازمان ملحق شدند.
از زمان تأسیس سازمان یونسکو 10 عضو در فواصل زمانی مشخص از سازمان کناره گرفتند. به عنوان مثال آفریقای جنوبی در سال 1956 این سازمان را ترک کرد و در سال 1994 بعد از حذف نژاد پرستی دوباره ملحق شد. تمامی این ده کشور به جز سنگاپور دوباره به یونسکو پیوستند. انگلستان یکبار دیگر در سال 1997 عضو یونسکو شد. در اکتبر 2003 با برگشت ایالات متحده به یونسکو ترکیب اعضای آن به 190 کشور عضو رسید.

عرصه‌های فعالیت یونسکو

یونسکو اهتمام خویش را به فعالیت در زمینه‌های آموزش، علوم‌طبیعی، علوم اجتماعی و انسانی، فرهنگ، ارتباطات و اطلاعات مصروف کرده است. گزیده‌ای از حوزه‌های فعالیت :

آموزش:
حق آموزش، طرح‌ها و سیاست‌های آموزشی، طفولیت و خانواده، آموزش ابتدایی, آموزش متوسطه، آموزش عالی، آموزش فنی و حرفه‌ای، آموزش علم و فناوری، آموزش معلم، آموزش غیررسمی، آموزش جامع، تنوع فرهنگی و زبان‌شناختی در آموزش، ICT و آموزش، آموزش به هنگام فوریت‌ها، بحرانها و بازسازی، تربیت بدنی و ورزش، صلح و آموزش حقوق بشر، آموزش عدم خشونت

علوم طبیعی:آب شیرین، مردم و طبیعت، اقیانوسها، علوم‌زمین، سواحل و جزایر کوچک، علوم‌پایه و مهندسی، سیاست علمی، زنان در علم

علوم اجتماعی و انسانی:
اخلاق، حقوق بشر، جوانان و ایدز، زنان و برابری جنسی، نژادپرستی، تبعیض نژادی و بیگانه‌ستیزی، امنیت و صلح انسانی، فلسفه، مطالعات روز و کاربردی، مهاجرت بین‌المللی، مسائل شهری، دموکراسی و دولت،

فرهنگ
فعالیت بهنجار، سیاست‌های فرهنگی، میراث، تنوع فرهنگی، گفتگوی بین‌فرهنگی، صنایع فرهنگی، فرهنگ و توسعه، هنرها و خلاقیت، توریسم فرهنگی، موضوعات ویژه

ارتباطات و اطلاعاتبایگانی‌ها و کتابخانه‌ها، رسانه‌های جمعی، محتوای خلاقانه: رادیو، تلویزیون، رسانه‌های خبری، آموزش و ICT ، دولت الکترونیک، مسائل اخلاقی، آزادی بیان، مطبوعات مستقل، مردمان غیربومی، اطلاع‌رسانی در عرصه توسعه جامعه، ابزارهای پردازش اطلاعات، توسعه رسانه‌ای، آموزش رسانه‌ای، تکثر زبانی، مراکز چند‌رسانه‌ای، افراد معلول و ICT ، حفاظت و بایگانی، اطلاع‌رسانی در حوزه عمومی، شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی دولتی، نوسازی تجهیزات IT ، آموزش، زنان، جوانان

موضوعات خاصافغانستان، افریقا، فرهنگ صلح، گفتگوی میان تمدنها، آموزش همگانی، جنسیت، HIV/AIDS ، مردمان غیربومی، عراق، کشورهای عقب افتاده، جزایر کوچک ( باربادوس و ده جزیره دیگر، اروپای جنوب شرقی، شاهراه های اطلاعاتی یونسکو، آب، میراث جهانی، جوانان

کمیسیون‌های ملی
طبق ماده 7 اساسنامه یونسکو برای ایجاد هماهنگی بین یونسکو و مؤسسات ذیربط، کشورهای عضو موظف به ایجاد کمیسیون های ملی شدند. در حال حاضر 190 کمیسیون ملی یونسکو وجود دارد که در مجموعة نظام ملل متحد بی نظیر است. در کمیسیون های ملی متفکران، دانشگاهیان و شخصیت های علمی فعالیت دارند و در تدوین ، اجرا و ارزیابی برنامه‌های یونسکو مشارکت می‌کنند. کمیسیون‌های ملی از طریق انتشار کتاب ها و اسناد یونسکو و برگزاری کنفرانس ها و تشکیل نمایشگاه، دیدگاه ها و برنامه‌ های یونسکو را در کشور خود منعکس می‌کنند. به علاوه نقش مشورتی نیز دارند و دولت‌های متبوع خود را از برنامه های یونسکو مطلع می کنند و به این ترتیب افکار و اندیشه های یونسکو را اشاعه می دهند.

ادارات تحت نظر کمیسیون ملی یونسکو در ایران5 اداره تحت نظر معاون مطالعاتی دبیرکل در ایران فعالیت دارند که عبارتند از:
اداره آموزش و پرورش، اداره علوم، اداره فرهنگ، اداره علوم اجتماعی و اداره ارتباطات و اطلاع رسانی

هدف کلیهدف برنامه‌های یونسکو که بر اساس سهیم کردن همة انسان‌ها در دانش پی‌ریزی شده پیشبرد فرهنگ، صلح خواهی، توسعة انسانی و توسعة پایدار می باشد.

رسالت سازمان
1. توسعه و ارتقاء اصول و هنجارهای جهانی مبتنی بر ارزشهای مشترک به منظور مواجهة با چالشهای بوجود آمده و مهم در عرصة آموزش، علم، فرهنگ و ارتباطات و حمایت و تقویت "رفاه‌عمومی"
2. ارتقاء و گسترش تکثر‌گرایی از طریق به رسمیت‌شناسی و صیانت از تنوع فرهنگی و ملاحظة حقوق‌انسانی
3. ارتقاء سطح مشارکت و اقتدار در جامعة علمی از طریق دسترسی برابر، ظرفیت‌سازی و مشارکت در دانش

اهداف استراتژیک
 آموزش: ارتقای آموزش به عنوان حق اساسی مطابق با اعلامیة جهانی حقوق بشر، بهبود کیفیت آموزش از طریق متنوع‌سازی محتویات و متدها و ارتقای ارزشهای مشترک در سطح جهانی، ارتقای سطح تجارب علمی، ابتکارات و اشاعه و مشارکت اطلاعات و اتخاذ بهترین تدابیر در راستای سیاست‌ گفتگوی علمی
علوم: ارتقاء اصول و هنجارهای اخلاقی برای هدایت توسعة علمی و تکنولوژی و استحالة اجتماعی، بهبود امنیت انسانی از طریق مدیریت بهینه تحولات اجتماعی و محیطی، تقویت و غنابخشی به ظرفیتهای علمی، فنی و انسانی در راستای مشارکت در جوامع علمی معاصر
فرهنگ: ارتقاء سطح ابزارهای استاندارد قانونی و اجرای آنها در حوزه فرهنگ، صیانت از تنوع فرهنگی و تشویق گفتگو میان فرهنگها و تمدنها، تقویت و غنابخشی ارتباط میان فرهنگ و توسعه از طریق ظرفیت و مشارکت در دانش

محورهای اصلی برنامه‌های یونسکو
- آموزش و پرورش برای همه
- پیشبرد تحقیقات زیست محیطی از طریق برنامه های علمی جهان
- حفظ و تقویت میراث طبیعی جهان
- پیشبرد جریان آزاد اطلاعات، آزادی مطبوعات و توسعة رسانه‌ های کثرت گرا و در عین حال تقویت امکانات و ظرفیت های ارتباطی کشورهای در حال توسعه
این تلاش‌ها با همکاری کارگزارهای گوناگون نظام ملل متحد و سایر سازمان های درون دولتی به عمل می‌آیند.

توجه کارهای یونسکو معطوف به این امور سه گانه است: زنان، کشورهای آفریقایی و کم توسعه یافته ترین کشورهای جهان

استراتژی میان مدت یونسکو

برنامه های میان مدت یونسکو در چهارچوب برنامة میان مدت شش ساله تنظیم می‌شود.

استراتژی 2001 ـ 1996:

پیش نویس برنامة میان مدت شش سالة یونسکو (2001 ـ 1996) بر مبنای نظرخواهی از کشورها، اجلاس های منطقه ای و بحث و تبادل نظرهای مختلف تهیه می شود. این برنامه به سه برنامة کوتاه مدت دو ساله تقسیم و در کنفرانس عمومی مورد بحث و تبادل نظر نمایندگان کشورها قرار گرفته و تصویب می‌شود.
پیش نویس جزئیات برنامه و بودجة دو سالة یونسکو به طور جداگانه با توجه به کلیه جوانب و دیدگاه ها و نقطه نظرها تدوین و در اوایل بهار سالی که کنفرانس عمومی در ماه نوامبر آن تشکیل می‌شود. برای نظر خواهی و مشارکت کشورها به کمیسیون های ملی کشورهای عضو ارسال می شود تا با توجه به سوابق و نظرات گذشته خود که در تدوین پیش نویس ارائه کرده اند، نسبت به تهیه قطعنامه ها با بار مالی و پیشنهاد برای اصلاحیه ها اقدام کنند. قطعنامه‌ها و اطلاحیه‌ها باید بر اساس قوانین و مقررات مربوط باشد و تعدادی از این قطعنامه‌ها در طول کنفرانس عمومی با توجه به حمایت سایر کشورها و نظراتی که ابراز می شود به تصویب رسیده و کشورهای مجری از بودجه های مصوب خود مطلع خواهند شد.
نکته قابل توجه این است که چون یونسکو یک سازمان مالی نیست، نمی تواند در سطح وسیعی از کشورها حمایت مالی به عمل آورد و کمک های مالی یونسکو چه در قالب قطعنامه و چه در قالب برنامة مشارکت که جزیی از برنامه و بودجة عادی هردو سال می باشد، حالت نمادی داشته و به هیچ وجه پوشش دهندة فعالیت های بزرگ نیست، مگر طرح هایی که از طریق برنامه های فرابودجه ای یونسکو مورد حمایت قرار می‌گیرند.

استراتژی 2007 - 2002:

استراتژی میان مدت 2007 ـ 2002 همراه با برنامه و بودجه 2003 ـ 2002 مبیّن برنامه اصلاحات یونسکو می‌باشد که از سوی اجلاس عمومی یونسکو در سی و یکمین نشست سازمان که در اکتبر ـ نوامبر 2001 برگزار گردید پذیرفته شد. این استراتژی درصدد طرح و ترسیم بینشی جدید و پیش‌نویسی نوین برای سازمان یونسکو از طریق تبیین کارکردهای مطمئن می‌باشد. به طور کلی این استراتژی پیرامون یک موضوع وحدت آفرین تدوین شده است که یونسکو سعی دارد از طریق آن روند صلح و توسعة انسانی را در عصر جهانی‌سازی از طریق آموزش، علوم، فرهنگ و ارتباطات بهبود و رشد بخشد.
به همین خاطر این استراتژی در پی آن است که بتواند میان رسالت و نقش یونسکو از یک سو و جهانی‌سازی توأم با حفظ چهرة انسانی ارتباط نزدیک برقرار سازد.
این استراتژی چهار حوزة برنامه‌ریزی بنیادین را با یک هدف مشترک به یکدیگر پیوند می‌زند و شمار محدودی از اهداف استراتژیک را ترسیم می‌کند که در مجموع دوازده هدف آن مربوط به کل سازمان و سه‌ هدف باقیمانده مربوط به برنامه‌های خاص سازمان می‌باشد. در میان این اهداف استراتژیک دو موضوع بسیار مهم اما غیر همسو ترسیم شده است که هم بخش مهم و ذاتی تمامی برنامه‌ها می‌باشد و باید هم باشد. این دو موضوع عبارتند از فقرزدایی مخصوصاً فقر شدید و توزیع اطلاعات و فناوری‌های ارتباطی در همة عرصه‌های آموزشی، علمی، فرهنگی و اطلاعاتی و ساخت یک جامعة علمی یا دانش محور.

یونسکو و اجلاس جهانی سران جامعه اطلاعاتی WSISیونسکو تحقق خطوط عمل 3، 7،8،9و 10 را از یازده خط عمل WSIS از طریق برگزاری نشست های مختلف پیگیری می‌کند. موضوع خط عمل 3، دسترسی به اطلاعات و دانش، خط عمل 7، در خصوص موضوع آموزش الکترونیکی، خط عمل 8 تنوع فرهنگی، هویت و تنوع زبانی، محتوا می باشد خط عمل 9 رسانه ها و خط عمل 10 ابعاد اخلاقی جامعه اطلاعاتی می باشد.
یونسکو کارگروهی در خصوص حاکمیت اینترنت نیز دارد که این موضوع را پیگیری می‌کند

گروه پنج به علاوه یک

گروه پنج به علاوه یک (G 5 +1) میانجیان بین‌المللی حل مسئله هسته‌ای ایران هستند

گروه پنج به علاوه یک، از 5 عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل (آمریکا، روسیه، چین، بریتانیا و فرانسه) و آلمان تشکیل شده و هدف آن هماهنگ کردن واکنش جهانی نسبت به برنامه‌های هسته‌ای ایران است.

دلیل نامگذاری به صورت 1+5 حضور پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد به همراه آلمان است و کار این گروه گرفتن تصمیم در مورد عملکرد هسته‌ای ایران می‌باشد

منبع:همشهری انلاین.


آشنایی با کنوانسیون میراث جهانی

آشنایی با کنوانسیون میراث جهانی

فرهنگ و تاریخ > میراث‌جهان- همشهری آنلاین- زهرا رفیعی:
میراث فرهنگی و میراث طبیعی منابع جایگزین‌ ناپذیری از زندگی و الهامات تاریخ بشر است. میراث پدرانمان که باید بی کم و کاست به نسل آینده بدهیم.

میراث فرهنگی

بر اساس کنوانسیون میراث جهانی موارد زیر به عنوان میراث فرهنگی تعیین شده‌اند:

• بناهای یادگار، بقعه‌ها، آثار معماری، مجسمه‌ها، نقاشی‌ها، عناصر و ساختار‌های باستانی طبیعی، سنگ نگاره‌ها و کتیبه‌ها، غارهای مسکونی و ترکیب‌هایی از این عناصر که ارزش جهانی برجسته و بارزی از لحاظ تاریخی و بصری، زیبایی‌شناسانه و علمی دارند.

• گروهی از ساختمان‌های به هم متصل یا جداگانه که به دلیل معماری، نظم، مکان و یا منظره‌‌ای که ایجاد کرده‌اند دارای ارزش جهانی هستند.



• مکان‌هایی که توسط انسان و یا ترکیبی از تلاش انسان و طبیعت ساخته شده‌ است. همچنین مناطقی که شامل مکان‌های باستانی که از لحاظ تاریخی، زیبایی‌شناسانه، قوم شناسی و انسان‌شناسی ارزش جهانی داشته باشد.

میراث طبیعی

بر اساس کنوانسون میراث جهانی موارد زیر به عنوان میراث طبیعی شناخته می‌شوند:

• مناظر طبیعی شامل شکل‌های فیزیکی و زیستی هستند یا گروهی از فرم‌ها که دارای از لحاظ زیبایی‌شناسانه و علمی ارزش جهانی داشته باشند.

• شکل‌های مربوط به زمین‌شناسی و جغرافیای طبیعی و همچنین مناطق مشخصی که دارای حیوانات و گیاهان در معرض انقراض با ارزش جهانی است.

• مکان‌های طبیعی که دارای ارزش جهانی از نقطه نظر علمی، زیست محیطی حائز اهمیت بوده و چشم‌انداز زیبا دارند.


در برخی مناطق میراث جهانی فرهنگی و طبیعی با هم در آمیخته‌اند.

چشم‌اندازهای فرهنگی:

چشم‌اندازهای فرهنگی دارایی‌های فرهنگی‌ هستند که با ترکیب هنر بشر و طبیعت بوجود آمده‌اند. آنها سند گویایی برای ارزیابی جوامع انسانی و نحوه سکونت او در طول تاریخ تحت فشارهای طبیعی است. همچنین فرصتی برای شناساندن محیط‌های طبیعی و فشارهای متوالی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی داخلی و خارجی وارده بر انسان است.

ارزش‌های برجسته جهانی:

این اصطلاح مربوط به جذابیت‌های طبیعی و فرهنگی است که آن‌قدر استثنایی هستند که از مرزهای ملی فراتر رفته و نشانگر ارزش ملل و بشریت در حال و آینده هستند.


به این ترتیب حیات وحش شرق آفریقا در سرگتی، اهرام ثلاثه، صخره‌های مرجانی استرالیا، کلیساهای جامع امریکای لاتین و ... میراث جهانی را تشکیل می‌دهند.

چیزی که مفهوم میراث جهانی را استثنایی می‌کند استفاده و کاربری جهانی آنها است. اماکنی که به عنوان میراث جهانی معرفی می‌شوند صرف نظر از جایی که قرار گرفته‌اند، متعلق به همه مردم جهان هستند.

سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) به دنبال شناسایی، حمایت و نگهداری از میراث طبیعی و فرهنگی در سرتاسر دنیا با اندیشه دستیابی به ارزش‌‌های برجسته انسانی است. این سازمان در سال 1972 معاهده حفاظت و نگهداری از میرات طبیعی و فرهنگی جهان را ایجاد کرد. 

کنوانسیون حمایت از میراث جهانی فرهنگی و طبیعی در سال 1972 پذیرفته شد و نخستین اثر تاریخی در فهرست میراث جهانی به سال 1978 به ثبت رسید.


ماموریت کنوانسون میراث جهانی یونسکو:

• ترغیب کشورها برای عضویت در کنوانسیون حمایت از میراث طبیعی و فرهنگی و متقاعد کردن آنها برای حمایت از میراث فرهنگی و طبیعی‌شان
• تشویق گروه‌های دولتی برای محافظت و معرفی بنا‌ها و آثار تاریخی و طبیعی کشور‌ها به منظور گنجاندن این ‌آثار در لیست میراث جهانی
• تشویق گروهای دولتی برای برنامه‌ریزی و گزارش‌گیری از وضعیت میراث جهانی و حفاظت از آنها
• کمک به حراست از میراث فرهنگی از طریق فراهم آوردن امکانات فنی و برگزاری دور‌های تخصصی
• فراهم آوردن امکانات و تجهیزات کافی برای کمک به میراث جهانی که به شدت در معرض تخریب هستند
• حمایت از دولت‌ها برای اطلاع‌رسانی عمومی در جهت حفظ میراث فرهنگی
• حمایت از مشارکت‌های محلی و جلب همکاری‌های بین‌المللی در جهت حفاظت از میراث فرهنگی


شرایط انتخاب یک اثر به عنوان میراث جهانی:
هر اثر فرهنگی و طبیعی برای این‌که به عنوان میراث جهانی انتخاب شود بایستی ویژگی‌هایی داشته باشد. قرار گرفتن در فهرست میراث جهانی، ارشمند بودن خود اثر یکی از 10 شرط اساسی ثبت جهانی است.

این شرایط در بخش آیین نامه اجرایی رهنمودهای عملی برای تکمیل کنوانسیون میراث جهانی آمده است. این شرایط به طور منظم توسط کمیته‌ای در کمیسیون مورد اصلاح و تجدید نظر قرار می‌گیرد.


تا سال 2004 شرایط عضویت در میراث جهانی محدود به 6 شرط می‌شد اما پس از تجدید نظر کمیته راهنمودهای عملی برای تکمیل کنوانسیون میراث جهانی تنها یک شرط از آن باقی ماند.

شرایط انتخاب:
1- اثر مورد نظر نمایانگر خلاقیت و نبوغ انسانی باشد.

2- تغییرات اساسی در ارزش‌های انسان در بازه زمانی و یا در یک محدوده فرهنگی، و پیشرفت‌های معماری، فن‌آوری، شهرسازی، آثار تاریخی و یا طراحی منظر را نشان دهد.

3- فرهنگ‌های سنتی و یا تمدن‌های موجود یا از بین رفته را معرفی کند.

4- نمونه بارزی از ساختمان‌سازی، معماری و تکنولوژی در تاریخ بشر باشد.

5- نمونه بارز و برجسته‌ای از سکونت سنتی انسان، نحوه استفاده او از زمین، دریا و... باشد. همچنین نشان دهنده تقابل انسان با محیط زیست به خصوص در مواقعی که شرایط زیستن تحت تاثیر تغییرات غیر قابل پیش‌بینی و سخت قرار می‌گیرد.

6- پیوند مستقیم و ملموس با اتفاقات یا نحوه زیستن سنتی، عقاید، ایده‌ها، مفاهیم هنری و ادیبانه جهانی داشته باشد.

7- حاوی پدیده‌ها و مناطق زیبا، استثنایی و ناب طبیعی باشد.

8- نمونه برجسته‌ای از تاریخ زمین به همراه پیشینه زندگی در آن، فرایند‌های در حال پیشرفت زمین‌شناسی، تغییرات زمین بر اثر عوامل زمین شناسی و سیمای جغرافیای طبیعی باشد.

9- معرف و نمونه بارزی از فرایند‌های بوم‌شناسی و زیست‌شناسی جاری در فرایند تکامل زمین، آب سالم، اکوسیستم سواحل و دریاها و مجموعه‌ای از حیوانات و گیاهان باشد.

10- زیستگاه‌‌های مهم و طبیعی که ارزش جهانی برای محافظت از تنوع زیستی دارد همچنین مناطقی که محتوی گونه‌های در معرض انقراض باشد.


فرایند نامزدی یک اثر به عنوان میراث جهانی:فقط کشورهایی که کنوانسیون میراث جهانی را امضا کرده و نسبت به حفظ میراث فرهنگی و طبیعی تعهد داشته باشند می‌توانند درخواست ثبت جهانی آثار فرهنگی و طبیعی واقع در سرزمین خود را در لیست میراث جهانی یونسکو ارائه دهند.

1- فهرست آزمایشی: قدم اول برای ثبت جهانی این است که کشورها میراث طبیعی و فرهنگی مهم خود را برای مدت 5 تا 10 سال در یک پیش فهرست ثبت می‌کنند. کمیته ارزیابی آثار نمی‌توانند اثر طبیعی و فرهنگی را خارج از این لیست انتخاب کنند.

2- تشکیل پرونده برای معرفی اثر: بعد از ثبت در فهرست اولیه گروه‌های دولتی می‌توانند برای ارائه پرونده معرفی اثر برنامه‌ریزی کنند. نماینده مرکز میراث جهانی به گروه‌های دولتی توصیه‌هایی برای آماده سازی این پرونده می‌کند. این ثبت نام برای بازنگری و کنترل نهایی اثر است.

3- بدنه مشورتی: برای ثبت نام یک اثر کسب نظر دو نفر از مقام‌های مشورتی کنوانسیون میراث جهانی اجباری است. شورای بین‌المللی آثار تاریخی و بناها (ICOMOS) و سازمان جهانی حفاظت از منابع طبیعی (IUCN) دو مقام مشورتی کنوانسیون میراث جهانی هستند.

سومین مقام مشورتی مرکز بین‌المللی مطالعه برای حفاظت و احیای داشته‌های فرهنگی (ICCROM) است.

4- کمیته میراث جهانی: بعد این مراحل کمیته بین دولتی میراث جهانی تصمیم نهایی را در مورد اثر می‌گیرد. این کمیته یکبار در سال برای تصمیم‌گیری درباره گنجاندن اثر در فهرست میراث جهانی تشکیل جلسه می‌دهد. اعضای کمیته می‌توانند نظر خود را به تعویق بیندازند.

5- شرایط انتخاب: برای این که یک اثر به ثبت جهانی برسد بایستی یکی از ارزش‌های برجسته جهانی را داشته باشد. این شرایط در کنوانسیون راهنمودهای عملی برای تکمیل کنوانسیون میراث جهانی درج شده است.
 
کمیته میراث جهانی 851 اثر طبیعی و فرهنگی را در فهرست میراث جهانی قرار داده است. این آثار شامل 660 اثر فرهنگی، 166 اثر طبیعی، و 25 اثر ترکیبی فرهنگی و طبیعی می‌شود. تا نوامبر سال 2007، 185 گروه دولتی کنوانسیون میراث جهانی را به تصویب رسانده‌اند.

در این میان میدان نقش جهان، (1979)، تخت جمشید (1979)، چغازنبیل (1979)، تخت سلیمان (2003) بم و چشم انداز فرهنگی آن (2004، 2007)، پاسارگاد (2004)، گنبد سلطانیه (2005) و بیستون (2006) میراث جهانی ایران را شامل می‌شود

منبع:همشهری انلاین

توسعه پایدار عرصه نوینی

چکیده

توسعه پایدار درجهان متحول کنونی با نگاهی به قرن بیست و یکم متولد شده است.
توسعه پایدار انسان محور است و به سرعت به مهمترین مناظره کنونی و نیز یکی از مهمترین چالشهای قرن بیست و یکم تبدیل شده است.
توسعه پایدار عرصه نوینی است که همزمان سیاست و فرهنگ و هم اقتصاد و تجارت را موردتوجه قرار می دهد.
توسعه پایدار درحقیقت راه حلی برای معمای توسعه در شرایط سالهای پایانی قرن بیستم بود.
انسان در توسعه پایدار محور توسعه معرفی می شود و این مفهوم در بخش اصل اعلامیه «ریو» انعکاس پیدا کرده است.
فعالان عرصه های مختلف توسعه پایدار برآنند که بازدودن محرومیت از چهره جهان، دنیای آینده به محیطی برازنده برای زندگی توأم با آزادی، صلح و برابری تبدیل شود.
انسان، کودکان و جوانان، زنان، محیط زیست و فرهنگ از مؤلفه های توسعه پایدار به شمار می روند.
این اصل پذیرفته شده که دگرگونی اجتماعی و حرکت به سوی مطلوب نباید به بهای قربانی شدن فرهنگها به دست آید.

مقدمه

در سالهای پس از جنگ دوم و در فضای ناشی از ظهور نظامهای کمونیستی درجهان و اوج گیری مبارزات استقلال طلبانه ملل جهان سوم، نظریه پردازان آمریکایی، رهیافت «نوسازی» را مطرح کردند که عبارت بود از فرایندی یگانه، مترقی، یک سویه، مرحله بندی شده برگشت ناپذیر که به سوی الگوی مطلوب(جامعه آمریکا) درحرکت است. متکب «وابستگی» از دل نقد مکتب «نوسازی» کلاسیک و نو و به عنوان صدایی از «پیرامون» متولد شــــد. در مقابل نوسازی که دلایل عقب ماندگی را «درونی» معرفی می کرد، مکتب وابستگی این دلایل را «بیرونی» دانست. این رهیافت نیز درپی تجارب ناموفق و اثبات ناکارآمدیها در پاسخ به نقدهای متنوع به تجدیدنظرهای وسیعی تن داد و به این ترتیب مکتب «وابستگی نو» به وجود آمد.

رهیافت «مارکسیسم کلاسیک» با مدنظر قـــراردادن فـرضیه «تکامل» حتی برخی از جنبه های استعمار را مثبت تلقی می کرد. «نومارکسیست ها» با نقد بخشی از میراث مارکسیسم، سعی کردند که باتوجه به واقعیتها قرائتی روزآمد از این اندیشه عرضه کنند.

بنابراین، مکتب نوسازی، وابستگی و مارکسیسم عمده ترین رهیافتهای توسعه درجهان سوم بوده اند. در این مکتبها اغلب با نگاهی اقتصادی به فرایند توسعه، فرهنگ و سیاست عملاً مــــوردغفلت قرارگرفته بود. در این نظریه پردازیها همچنین فراموش شده بزرگ، انسان بود، حال آنکه توسعه به نام او آغاز شده بود.

درحال حاضر، مفروضات کهن در برابر تجارب کشورها و نیز ظهور تحولات فکری و اجتماعی جدید رنگ باخته اند. «توسعه پایدار» درجهان متحول کنونی، با نگاهی به قرن بیست و یکم تولدیافته. و در این مناظره اقتصاد، سیاست، فرهنگ، محیط زیست، امنیت، آموزش، بهداشت، اخــلاق و غیره در کنار هم موردتوجه قرار گرفته اند.

«توسعه پایدار» انسان محور است و باتوجه به گستردگی مباحث و قابلیتهای بسیار آن به سرعت به مهمترین مناظره کنونی و نیز یکی از مهمترین چالشهای قرن بیست و یکم تبدیل شده است.

توسعه پایدار گستره نوینی است که در واپسین سالهای قرن بیست و یکم فراراه بشر گشوده شد و از آن رو که انسان را محور و بقای عزتمند او را هدف قرار داده بود، به زودی فراگیر شد و بر دلها نشست.

در گذشته، انسانها، شاید به غریزه، دریافته بودند که رمز بقای آنها درگرو هماهنگی با طبیعت است و آموخته بودند که زوال طبیعت زوال آنهاست. لیکن در یکی دو قرن اخیر، با اوج گیری توانائیهای ابزاری بشر، تعـادل زیست محیطی قرون گذشته به زیان طبیعت برهم خورد. لطمات وارده بر طبیعت در این دوران ابعاد گسترده و غیرقابل جبرانی یافت و در ربع آخر قرن بیستم به یک معنا از مرز فاجعه نیز گذشت.

جهان سوم که قرار بود درنتیجه «مراحل تــوسعه» به رشد، رفاه و آزادی نائل شود، آشفته تـــر از پیش، گرفتار در فقر، نابرابری، بی عدالتی و عقب ماندگی شد و اوضاع به مراتب شکننده تر و نابسامان تر از گذشته شد.

توسعه پایدار عرصه نوینی است که همزمان هم سیاست و فرهنگ را موردتوجه قرار می دهد و هم بر رونق اقتصاد و تجارت و صنعت تاکید می ورزد. هم از محیط زیست و همزیستی با طبیعت حمایت می کند و هم از حقوق برابر انسانها. هم به مسائل داخلی کشورها می پردازد و هم به مسائل بین المللی. واقعیت این است که پایداری درعصر جدید تبدیل به معیار شده است. زبان جدیدی در گستره این مناظره درحال تولد است که ظرفیتها، توانمندیها و راهکارهای متفاوتی را عرضه می کند. زبانی که از ضروری ترین نیازهای بشر منشأ گرفته است.

توسعه پایدار

توسعه پایدار فرایندی تصور می شد که طی آن جـــوامــع مختلف از شرایط اولیه عقب ماندگی و توسعه نیافتگی با عبور از مراحل تکاملی کم و بیش یکسان و تحمل دگرگــــونیهـای کیفی و کمی به جوامع توسعه یافته تبدیل خواهندشد. این تلقی ایدئولوژیک از توسعه، در پرتو نقدهای متنوع و بسیار در دهه 1970 و به خصوص در سالهای دهه 1980 به بن بست رسید.

چند دهه از آغاز تلاشهای بین المللی برای توسعــه گذشته بود، بدون آنکه دگرگونی بنیادی ای در زندگی مردم جهان پدید آید. نیونی (NYONI) پژوهشگربرجسته آفریقایی نوشت: «نتایج غلط به دست آمده، ریشه در مبانی و مفروضات و سیاستگذاریهای نادرست دارند» و این نکته ای بود که به ویژه در دهه 1980 توجه پژوهشگران بسیاری بر آن متمرکز شده بود. برخی از اندیشمندان، فراتر از آن، حتی از شکست پروژه توسعه سخن به میان آوردند.

توسعه روندی بود که به رغم امیدهایی که در دهه های گذشته به آن گره خورده بود، جز افزایش فقر و نابرابری ثمری برای کشورهای جهان سوم دربرنداشت. بنابراین، توسعه پایدار درواقع راه حلی بود برای معمای توسعه درشرایط متحول سالهای پایانی قرن بیستم. (ARNOLD.1993)

براساس گزارش برانت لند (رشد کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه = WCED ) توسعه پایدار عبارت بود از توسعه ای که نیازهای کنونی جهان را تامین کند، بدون آنکه توانایی نسلهای آتی را دربرآوردن نیازهای خود به مخاطره افکند و این که توسعه پایدار «رابطه متقابل انسانها و طبیعت در سراسر جهان است.(UNESCO 1997:13)

کمیسیون جهانی محیط زیست، وتوسعه پایدار را این گونه تعریف کرد: «توسعه پایدار فرایند تغییری است در استفاده از منابع، هدایت سرمایه گذاریها، سمت گیری توسعه تکنولوژی و تغییری نهادی است که با نیازهای حال و‌آینده سازگار باشد».(UNESCO 1997)

به هر صورت، اگر منظور از توسعه گسترش امکانات زندگی انسانهاست، پس ناگزیر باید با نگاهی به آینده ابعاد آن ترسیم شود. قابل توجه اینکه از توسعه پایدار تعاریف و توصیفهایی گوناگونی صورت گرفته است. بنابراین، توسعه پایدار «مفهومی شکل یافته نیست، بلکه بیشتر، فرایند دگرگونی رابطه سیستم های اجتماعی، اقتصادی و طبیعی و مراحل آن را بیان می کند».

بنابراین، درحال حاضر، مفهوم یگانه ای از توسعه پایدار وجود ندارد. لذا شاید بهتر باشد آن را «چشم انداز در حال پیدایش» تصور کنیم تا مفهومی دقیقاً تعریف شده. مفهوم جدید توسعه پایدار کلی نگر است و همه ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و دیگر نیازهای بشری را دربرمی گیرد. به اعتباری، مهمترین جاذبه در توسعه پایدار در جامع نگری آن است.

توسعه پایدار دراساس یک موقعیت ثابت نیست. بلکه عبارت است از «فرایندی مستمر از دگرگونی، انطبــاق و سازگاری» که طی آن بهره کشی از منابع جهت سرمایه گذاریها، جهت گیری توسعه تکنولوژیک و دگرگونی نهادینه همگی در هماهنگی با هم دربرگیرنده نیازهای بالقوه و بالفعل انسان می شوند. توسعه پایدار، برآورنده نیاز و آرمانهای انسانها، نه فقط دریک کشور و یک منطقه که تمامی مردم در سراسر جهان و درحال و آینده است.(LINDNER 1993:3)

توسعه پایدار در سالهای پایانی قرن بیستم به عنوان یکی از مناظرات محوری جهان تقریباً همه عرصه های حیات بشری نظیر فقر، نابرابری، آموزش و بهداشت، محیط زیست، حقوق زنان و کودکان، آزادی ملتها و نیز صنعت و سیاست و اقتصاد و همکاریهای بین المللی را تحت تاثیر قرار داد، و به عنوان گستره ای نوین با داعیه پاسخ به مسائل خطیری که چرخه حیات و طبیعت و نوع بشر را به مخاطره افکنده است، درعصر جدید مطرح شده است.

همانگونه که «ولفگانگ زاکس» گفته است، ازاین پس، «توسعه بدون پایداری و پایداری بدون توسعه وجود نخواهد داشت» و این بیانگر پیوند نوینی است. توسعه ازطریق این پیوند، شادابی و سرزندگی دوباره یافته است. براساس اعلامیه ریو:

در توسعه پایدار، انسان مرکز توجه است و انسانها، هماهنگ با طبیعت، سزاوار حیاتی توأم با سلامت و سازندگی هستند؛

توسعه حقی است که باید به صورت مساوی نسلهای کنونی و آینده را زیرپوشش قرار دهد؛

حفاظت از محیط زیست بخشی جداناشدنی از توسعه است و نمی تواند به صورت جداگانه موردبررسی قرار گیرد؛

باتوجه به سهم متفاوت در آلودگی محیط زیست، کشورها مسئولیت مشترک، ولی متفاوتی در این زمینه دارند.(UN 1999-11)

مؤلفه های توسعه پایدار

انسان: «توسعه پایدار»، انسان محور است و باتوجه به گستردگی مباحث و قابلیتهای بسیار آن به سرعت به مهمترین مناظره کنونی و نیز یکی از مهمترین چالشهای قرن بیست و یکم تبدیل شده است. در پایان هزاره سوم میلادی روند رشد و توسعه در چارچوب پایداری احیا شد. در توسعه پایدار، انسان، محور توسعه و مستحق بهداشت، زندگی سازنده و در هماهنگی با طبیعت معرفی می شود و این مفهوم، دقیقاً، در نخستین اصل «اعلامیه ریو» انعکاس پیدا کرده است. (شکل شماره یک)

کودکان و جوانان: «کمیسیون برانت لند» توسعه پایدار را به عنوان «توسعه ای که حوایج کنونی را تامین می کند بدون آنکه توانایی نسل آینده برای برآوردن نیازهای خود را به مخاطره افکند» تعریف کرد. پایداری برای کودکان و نوجوانان و جوانان مسئله ای واقعی است. نظریه پردازان توسعه پایدار، به دلیل داعیه های خود درمورد انسان در قرن بیستم و یکم، با نگاهی به آینده بر حقوق کودکان و نقش آفرینی جوانان تاکید بسیار داشته، تحرک و خلاقیتهای مردم در سراسر جهان و مشارکت آنان در تمامــــی سطــوح توسعه را ضرورتی اجتناب ناپذیردر هر برنامه می دانند.

زنان: زنان درجهان و به ویژه در کشورهای درحال توسعه از نابرابریهای بسیار در رنجند درحالی که توسعه بدون مشارکت فعال آنان به سرانجام نخواهد رسید، مسئله دفاع از حقوق زنان را نیز موردتوجه قرار داده اند.

زنان به دلیل زادمان به تغذیه بیشتر و بهداشت بهتر نیازمندند. درحالی که کمتر از مردان غذا می خورند و کمتر به امکانات بهداشتی دسترسی دارند. سطح سواد و تعلیم و تربیت در زنان پایین تر از مردان است. درحالی که مسئله تعلیم و تربیت فرزندان خود را از بدو تولد برعهده دارند. زنان در برابر کار مساوی مزد کمتری می گیرند. آنان ساعات بیشتری را در طول روز با مزد و بدون مزد کار می کنند. زنان بیشتر در معرض خشونت و نابرابری و تبعیضهای بسیار قرار دارند.

دنیای آینده نمی تواند برمبنای این نابرابریهای اسف بار تداوم پیدا کند. توجه به محرومیت مضاعف زنان و نیازمندیهای حیاتی کودکان و جوانان مسلماً از اهمیت نقش مردان کم نخواهدکرد. فعالان عرصه های مختلف توسعه پایدار برآنند که با زدودن محرومیت و تبعیض از چهره جهان، دنیای آینده به محیطی برازنده برای زندگی توأم با آزادی، صلح یا آرامش، برابری برای همه انسانها تبدیل شود. سخن این است که با زدودن این زنگارها و تلاشی هماهنگ و همگانی جهان بیش از گذشته شایسته خواهدشد.

محیط زیست: واقعیت این است که توجه به محیط زیست و طبیعت در دوران ما تبدیل به معیار شده است، معیاری که هر روز بیش از پیش درجهان فراگیر می شود. در چشم انداز زیست محیطی آنگونه که «مان» مطرح کرد، توسعه تنها زمانی پایدار است که بر شالوده اصول بوم شناسی استوار باشد.(MUNN, 1993:70)

توسعه پایدار، در آخرین سالهای هزاره دوم با محور قرار دادن انسان و با نگاهی به آینده درمورد استفاده از تمامی ظرفیتهایی است که جداگانه یا در تعامل با عوامل دیگر، تداوم زندگی نسلها را تضمین کند و این مهم تحصیل نخواهدشد مگر در پرتو بقای محیط زیست. راز همه این اصرارها نیز درهمین نکته نهفته است.

فرهنگ: در گذشته مراد از توسعه عبارت بود از تلاش برای «غربی کردن» تمام جهان و با تظاهر بر بی طرفی فرهنگی و سیاسی و درواقع تحت مفروضات جانبدارانه ایدئولوژیک، غرب به عنوان «کمال مطلوب» معرفی می شود. توسعه به این ترتیب ابزاری بود برای کشورهای غربی بهره مند از تکنولوژی پیشرفته تا فرهنگ و خودگردانی ملتها و مردم دیگر را تحقیر و نابود کنند.

در سالهای اخیر در پرتو نقدهای مختلف، همراه با تعمیق و بسط آگاهی پیرامون ناکارآمدیهای مفروضات و نظریه های گذشته و به ویژه با اثبات این نکته که اقتصاد به تنهایی نمی تواند برنامه ای برای رفاه و متناسب با منزلت انسان عرضه کند، فرهنگ اهمیت و جایگاه واقعی خود در مناظره توسعه به دست آورد.

پافشاری بر نقش زیربنایی فرهنگ، حداقل نزد روشنفکران غیرمارکسیست جهان سوم سابقه ای طولانی داشت. و به ویژه به سالهای دهه 1960 بازمی گشت. جدا از تلاش و پیشتازی متفکران جهان سوم و شماری از اندیشمندان فرهنگی جهان پیشرفته، تحرک سازمان یافته نهادهای بین المللی به ویژه سازمان ملل و یونسکو، در این زمینه نقشی بسیار موثر داشت.

«کارمن» هم صدا با «تی آن گو» (NGUGWA THIANG) نویسنده آفریقایی، بزرگترین اسلحه امپریالیسم را «بمب فرهنگی» دانست.

در سالهای اخیر به صورت مشخص پذیرفته شده است که دگرگونی اجتماعی و حرکت به سوی مطلوب نمی تواند و نباید به بهای قربانی شدن فرهنگها به دست آید، بلکه اصولاً این روند با ارج گذاری به فرهنگ ملتها، به سرانجام خواهد رسید. یکی از نخستین تعریف ها در این زمینه را «ریه مائو» (RENEMAHEU) دبیرکل پیشین یونسکو در سال 1963، ارائه داد. به نظر او «توسعه زمانی تحقق می یابد که علم به فرهنگ تبدیل شود».

«مهدی المنجره» پژوهشگر مطرح مراکشی، ضمن تایید این نظریه می افزاید

حتی کوچکترین دستاورد علمی زمانی به صورت پدیده فرهنگی درمی آید که ازطرف جامعه جذب شود و به مثابه جزئی از شیوه زندگی مردم در آید. (پچی 1370، 148)

تحلیلهایی از این قبیل، نه تنها اهمیت فرهنگ را نشان می دهد، بلکه فراتر از آن بر نقش زیربنایی آن دلالت می کند. بنابراین، بدون توجهی در خود به فرهنگ توسعه ای متوازن شکل نخواهدگرفت و در این صورت شاید بتوان بسیاری از نابسامانیها در گمراهیهای پروژه توسعه درجهان را در این بی اعتنایی ها ریشه یابی کرد. با این وصف، به رسمیت شناخته شدن فرهنگ و اصولاً طرح گسترده و تـوفیق چشم انداز فرهنگی درمطالعات، از نشانه های عصر جدید است.

در سالهای دهه 1980، ضرورت توجه به فرهنگ در نظریه پردازی پیرامون پایداری آشکارتر و در سـالهای 1990 اهمیت آن غیرقابل انکار شد. به این ترتیب، در مطالعات و تحلیلها درکنار مؤلفه های اقتصاد محیط زیست و مسائل اجتماعی، فرهنگ نیز موردتاکید قرار گرفت. در این سالها در بسیاری از پژوهشها و نظریه پردازیها از مبنای چهارگانه توسعه پایدار یاد می شد.

بدیهی است که با پذیرش فرهنگ به عنوان یک رکن اصل توسعه و پایداری، راه برای ورود دیگــر مؤلفه های معنوی و غیرمادی گشوده می شد، زیرا براساس تعاریف مورد توافق جداسازی فرهنگ از ارزشها متصور نخواهدبود و در عرصه معیارهای ارزشی، داوری و به ویژه داوری اخلاقی اجتناب ناپذیر است. به این ترتیب در مفهوم توسعه پایدار، درواقع نوعی داوری ارزشی مبتنی بر فرهنگ به رسمیت شناخته شد و مالاً توسعه درقالب آن تعریف شد.

«زیگو» برمبنای مطالعات خود نتیجه گرفت که «اصولاً این فرهنگ است که داوری کرده و بـه تجربه مردم در گذشته و حال معنا می بخشد».

در فضایی این چنین، بدیهی بود که توسعه پایدار دیگر نمی توانست تنها در مفهوم رشد اقتصادی قالب ریزی شود، بلکه برآورده شدن نیازمندیهـــای بخش وسیعتـری ازجمعیت و به خصوص مفهوم «بهتر شدن را» نیز با خود به همراه داشت. بنابراین، در چشم انداز جدید، داوری ارزشی غیرقابل انکار خواهدبود.

کنفرانس عمومی یونسکو در سال 1991 با تصویب قطعنامه ای مدیرکل یونسکو را موظف کرد تا در هماهنگی با دبیرکل سازمان ملل کمیسیون مستقلی را برای بررسی ارتباط فرهنگ و توسعه ایجاد کند. در نوامبر سال 1992 «پطرس غالی» دبیرکل سابق سازمان ملل و «فدریکو مایور» مدیرکل سابق یونسکو در حیطه وظیفه محوله به یونسکو و درحقیقت درجهت اعتلای نقش فرهنگ در فرایند توسعه، «کمیسیون جهانی پیرامون فرهنگ و توسعه» را به ریاست «خاویر پرزدوکوئیار» دبیرکل پیشین سازمان ملل تشکیل دادند. «مایور» در سال 1993، این حرکت را تحت «ظرفیت سازی برای توسعه پایدار» موردبحث قرار داد.(MOGOR 1993:20)

در واپسیـــن سالهای قرن بیستم دیگر از بی توجهی گذشته نسبت به مؤلفه های فرهنگی خبری نیست و در پرتو نقادیهای بسیار، فرهنگ در جایگاه واقعی خود منزلتی غیرقابل انکار یافته و به ویژه در مناظره توسعه پایدار به عنوان یکی از ارکان اصلی و نیز گستره ای پویا به رسمیت شناخته شده است.

تکیه بر فرهنگ به عنوان یک مبنا در مناظره، درحقیقت گشودن راه را برای حضور عناصر غیرمادی و نقش آفرینی مؤلفه های ارزشی در عرصه توسعه است. به این ترتیب، موضوعاتی که در گذشته از عرصه پژوهشی علمی رانده شده بودند، اینک دعوت می شوند تا با شکستن بن بستها به زندگی انسان درکره خاکی مفهومی دوباره بخشند. باتوجه به میزان تاکیدی که در مطالعات اخیر نسبت به فرهنگ مبذول مــی شــــــود و به ویژه با مداقه در سر فصلهای متنوع فرهنگی در برنامه های پیشنهادی برای قرن بیست و یکم از هم اکنون می توان منزلتی رفیع تر و دامنه ای وسیع تر را برای فرهنگ درهزاره سوم انتظار کشید.

آموزش

در دوران، ما آموزش و پرورش به عنوان موثرترین ابزار جوامع برای ورود به چالشهای آینده موردتوافق قرار گرفته است و اصولاً پذیرفته شده است که در پرتو آموزش و پرورش امروز دنیای فردا شکل خواهدگرفت.

تعلیم و تربیت مهمترین عامل موثر در دگرگونی طرزنگرش و رفتار بشری است که در مسیر رشد اقتصادی، بهبود کیفیت زندگی، ایجاد دانش ومهارت، تامین فرصتهای شغلی و افزایش تولید جامعه به کار گرفته می شود. از این رو در جوامع «منزلتی یگانه» یافته است.(UN.1992-93)

آموزش و پرورش پایدار به مفهوم وسیع خود در دهه های آینده این توانمندی را خواهد داشت، تا به مثابه ابزاری قابل اعتماد پل مستحکمی بین کلاس درس و اجتماع و بین کلاس درس و بازار بنا کند.

اهمیت آموزش و پرورش پایدار نه تنها در عرصه مطالعات که درعمل و نیز در عرصه نهادهای بین المللی موردتوافق جمعی قرار گرفته است. مجمع عمومی سازمان ملل در سال 1997، با تاکیدی دوباره بر دستور کار 21، پس از گذشت پنج سال ازاجلاس ریو، با تصویب قطعنامه ای «نظام تعلیم و تربیت موثر و تخصیص منابع مالی متناسب برای همه سطوح تحصیلی به ویژه ابتدایی و متوسطه» را پس زمینه و اساس ضروری برای نیل به توسعه پایدار تعریف کرد و لزوم بازنگری و تصحیح جهت گیریهای تعلیم و تربیت درهمه کشورها را موردتاکید قرار داد.(UNESCO, 1997:21)

درخور توجه آنکه آموزش و پرورش نباید و نمی تواند صرفاً در تحصیلات رسمی خلاصه شود، بلکه هر نوع آموزش حتی اشکال سنتی یادگیری در منزل و اجتماع را نیز شامل می شود.

در عرصه آموزش و پرورش پایدار، سازمانها و نهادهای مختلفی در جهان به ویژه در سالهای اخیر به حرکت درآمده اند و در این میان بخصـــوص تحرک و تلاش یونسکو مثال زدنی است. این سازمان که از گذشته به اشکـــال مختلف در عرصه فرهنگ فعال بود به ویژه پس از آنکه در اجلاس کره زمین در «ریو» عهده دار وظایفی شد به سرعت به حرکت درآمد. «فدریکو مایور» مدیرکل سابق یونسکو در سال 1993 رسماً از تشکیل دو کمیسیون بین المللی یکی در زمینه فرهنگ و توسعه و دیگری در زمینه تعلیم و تربیت در قرن بیست و یکم خبر داد.(MAYOR, 1993:3)

ایـــن کمیسیون با مطالعه و بررسیهای همه جانبه مشکل را در ناکارآمدی روشها و کیفیت آموزش تشخیص داد و چاره را در آن یافت تا «شیوه های آموختن» در نخستین گام آموخته شود و آن را مبتنی بر چهار پایه تعریف کرد: 1 - یادگیری زندگی کردن باهم 2 - یادگیری دانستن 3 - یادگیری عمل کردن 4 - یادگیری بودن.

به هر طریق، براساس توصیه های این گزارش، «دموکراسی، مشارکت اجتماعی و فعالیتهای شهروندی از مدرسه آغاز و در فرایند مراحـل تعلیم و تربیت و استمرار آن تحصیل می شود».(UNESCO 1998:35)

در مقاله ای به قلم یک عضو «اسلوونیایی کمیسیون فوق» به نام «الکساندرا کرنهاوزر» آمده است. «آموزش و پرورش در ساخت توسعــــه پـایدار انسانی چون سیمان عمل می کند. » این تشبیه اگرچه از زوایای مختلف ضعیف و ناکارآمد به نظر می رسد، لیکن درواقع مراد نشان دادن نقش این مؤلفه در قوام و دوام مفهوم توسعه پایدار است. او در این مقاله که مضمون آن در توصیه های کمیسیون و نیز در پاره ای مقالات دیگر نیز تایید شده آورده است، «توسعه باید بر تعهدی خوش بینانه برای زندگی بهتر همه مردم استوار باشد و در مسیر نیل به استانداردهای زندگی بهتر باید وزن بسیار بیشتری به دارائیهای غیرمادی، همبستگی انسانها و محیط زیست داده شود» و این همه تحقق نخواهدیافت مگر با کسب بهتر دانش و فرهنگ. «کرنهاوزر» سرانجام به این نتیجه دست پیدا می کند که توسعه پایدار با درهم آمیختن کسب دانش با ارزشها، مالاً حکمت را خلق خواهدکرد.(UNESCO. 1998:216-12)

در چشم انداز پایداری، مهمترین سرمایه کشورها سرمایه های انسانی است. بدیهی است که بالندگی سرمایه های عظیم درگرو آموزش خواهدبود. آموزش و پرورش پلی است که از گذشته به حال و از حال به آینده می رسد، لذا برای رسیدن به آینده های پایدار درکی عمیق تر از اهمیت این موضوع و نگاهی دوباره بر نظام آموزش کشورها در نخستین گام ضرورت خواهد داشت.

علم

فرانسیس بیکن از پایه گذاران اندیشه مدرن حدود 300 سال پیش به این اعتقاد رسید که با کار و علم و فناوری می توان «راه مخفی به سوی بهشت» را کشف کرد. با این چنین باورهایی بود که اسطوره مرکزی مدرنیته اروپــایی طرحی برای «رستگاری» به دست می دهد. که درنهایت فاصله گذاری بین ماده و معنا را موجب شد و به تعبیر «میشل فوکو» «رستگاری» دنیوی شد.

در دنیای معاصر دانش به صورت روزافزونی به یک «کالای» بین المللی تبدیل شـــده و نهـادهای بزرگ تحقیقاتی به «کارخانه های تولید دانش» مبدل شده اند. در

پایان قرن بیستم به ویژه کمیت و کیفیت تولید و توزیع دانش در اداره جوامع مدرن اهمیتی غیرقابل انکار یافته است.

اطلاعات و دانش به طور عمده نزد ملتهای صنعتی انبار شده قرنها آن بخش که از صافی ها عبور می کند در سطح عموم به وسیله کتاب و فصلنامه و نظایر اینها منتشر می شود. خلاصه آنکه جهان سوم در این زمینه نیز خود را بر ملتهای وابسته می یابد.(CARMEN, 1996:60-61)

تداوم شرایط کنونی و جهت دار بودن دانش سرانجام جهان را به ٍ«دنیای آگاه، دنیایی ناآگاه و دنیای اندیشمند، دنیای کارگر تقسیم خواهدکرد» و این درحالی است که بسیاری از متفکران و مغزهای کشورهای عقب مانده در تولید این دانش سهمی عمده داشته و دارند.

امروزه دانش که به صورتی نابرابر درجهان توزیع شده است. منبع اصلی قدرت و کنترل محسوب می شود. آگاهی یافتن از دانش و فرهنگ بومی در عرصه های مختلف ازجمله محیط زیست، برای موفقیت ابتکارات مربوط به توسعه پایدار ضروری است و به ویژه باید دانست که هر تلاش برای رسیدن به پایداری، بدون مشارکت فعال مردم محلی به احتمال قوی به سرانجام نخواهدرسید.(BROHMAN, 1996:315)

برخورد گزینشی با دانش و اطلاعات و اعمال کنترل بر آن عملاً زمینه های آگاهی و مشارکت را مسدود می کند و ازطرفی بدون مشارکت آگاهانه مردم، توسعه پایدار میسر نخواهدبود.

با تأملی دراین عرصه، ضرورتهای نوینی خود می نمایانند که شایسته مطالعات وسیعتری هستند. «فدریکومایور» به نام یونسکو، از «معرفت شناسی پایدار» سخن به میان آورد. او بر این اعتقاد است که علت عدم آمادگی و توفیق ما در مواجهه با چالشهای آینده آن است که ما کماکان با ابزارهای گذشته کار می کنیم. به عبارتـــــی، مسئلــه آن است کـــه چالشهــــای نــــو، ابـزارهای نوین طلب می کند.(HOPKINS.1996:53)

اخلاق

نگاه حاکم بر پروژه توسعه از آغاز نگاهی یک سویه و سطحی بود که بر بستر تعریفی مشخص از رشد اقتصادی قالب ریزی شده بود، لذا فضایی برای ظهور عناصر غیرمادی نظیر فرهنگ و معنویات و نظایر آنها باقی نمی ماند و به رغم تجدیدنظرهایی که در مفروضات توسعه صورت گرفت، به دلیل ریشه دوانیدن تعاریف اولیه، تلاشها حداقل در این عرصه چندان کارساز نبودند.

«میشل فوکو» در سال 1983 در نقد مدرنیسم نوشته بود، «رستگاری مادی شده است و مسئله هدایت بشر به سوی مراتب روحانی و رستگاری درجهان دیگر مطرح نیست. بلکه رستگاری محتوای دنیوی پیدا کرده است».

توجه به عنصر اخلاق و معنویات در مطالعات توسعه پایدار در واپسین سالهای هزاره دوم به ضرورتی غیرقابل انکار تبدیل شده است. با مروری بر پژوهشهایی که تحت این عنوان در این سالها صورت گرفته است و دامنه و تنوع آنها می توان تصور کرد که اهمیت این عوامل در آینده قابل پیش بینی همچنان جاذبه های زیادی در عرصه های نظری و عملی ایجاد کند.

حکیمی چینی در 3000 سال پیش گفته بود «اخلاق فقط زمانی در صحنه ظاهر می شود که مادیات و مسائلی عمیقاً غلط و نامتناسب با شیوه زندگی مردم وجود داشته باشد». آیا به واقع مـــا در چنین زمـانه بحرانی ای زندگی می کنیم؟ آیا ما در سرآغاز عصر جدیدی قرار گرفته ایم که توجه به معنویات جریانی پایدار خواهدبود یا به اعتبار حکیم چینی، تنها چرخه ناپایدار دیگری را شاهد هستیم؟

امنیت

در پرتو شرایط جدید جهانی بسیاری از نظریه پردازان به این نتیجه رسیدند که تصور سنتی از «امنیت» به هیچ وجه قادر به پاسخگویی به اوضاع متحول کنونی نیست. لذا تجدیدنظر در این مفهوم به منظور تطابق بیشتر با شرایط، به ضرورتی موردتوافق تبدیل شد. با مروری بر وقایع گذشته درمی یابیم که «از مجموع 120 درگیـری نظامی بین سالهای 1977 - 1945، 115 مورد درجهان سوم صورت گرفت که دو سوم آنها نیز جنگهای داخلی ای بود که غالباً ریشه در سیاستهای استعماری گذشته داشتند و یا از منافع متضاد اردوگاههـــای شــــرق و غرب سرچشمه می گرفتند.(KRAIJER, 1987: 131)

حقیقت این است که صلح را نمی توان براساس بنیادهای غیرعادلانه استوار کرد و به گفته «برانت لند» باید پذیرفت که دست کم در دوران جدید «توسعه به معنای صلح است». (برانت 140:1370 ، 322)

در پرتو ظهور مفاهیم جدید، همانگونه که خانم «برانت لند» مطرح کرده است، ما باید تصور سنتی خود از امنیت را با یک مفهوم نوین جهانی مبتنی بر توسعه پایدار جایگزین کنیم، مفهومی که طی آن با توسعه نیافتگی، توزیع نابرابر ثروت، آسیبهای زیست محیطی و نابودی منابع مبارزه می شود.

تصور می شود توسعه پایدار، به دلیل دامنه وسیع مباحث، جامعیت مفاهیم و بخصوص به دلیل پرهیز از گرفتار شدن در تحلیلهای یکسویه و پذیرش نقش آفرینی عوامل دخیل و تاثیر متقابل آنها بر یکدیگر، در عرصه امنیت نیز به صورت روزافزونی درحال تبدیل شدن به «استراتژی امنیت جهانی» است. این باوری است کـــه بـــا اقبـال و تایید روز افزون نظریه پردازان و پژوهشگران موجهی درجهان روبه رو شده است و به نظر می رسد در آینده به راهبرد امنیتی غالب در عرصه گیتی تبدیل شود.

مشارکت

حضـــور آگاهانه مردم در صحنه سیاسی به ویژه در سالهای اخیر، به عنوان یکی از شاخصه های اصلی توسعه پایدار موردتاکید قرار گرفته است. در جوامع دموکراتیک، سیاست عمومی علی القاعده پاسخی به درخواست مردم است و در این شرایط است که هوشیاری عمومی و درک ضرورتها و لوازم پایــــداری روند قانونمند و با ثباتی به خود می گیرد.

یونسکو طی گزارشی برای قرن بیست و یکم، توسعه پایدار مستلزم «گذار از عضویت فردگرایانه در جامعه به مشارکت دموکراتیک مردم در صحنـــه» تلقـی کرده است (UNESCO, 1996:13) . براین اساس، توسعه پایدار، بدون برخورداری از کارکردهایی درجهت تعمیق مشارکت دمــــوکراتیک دست یافتنی نخواهدبود.

«جان برومن» درکتاب توسعه مردمی معضلات زیست محیطی جهان و به ویژه جهان سوم را در بحران مربوط به «مشارکت سیاسی» را مردم جستجو می کند. او بر این اعتقاد است که بحــران نخست بدون توجه به بحران دوم راه حلی نخــواهد داشت. او، با این مقدمه، نتیجــــه مـــی گیرد، «پایداری و بسط آن علی القاعده اصولاً سیاسی است».(BROHMAN, 1996:313,20)

شایان توجه آنکه در مناظره توسعه پایدار به تدریج بر اهمیت و منزلت سیاست که از آغاز در پروژه توسعه عنصری فرعی و تبعی تلقی شده بود، افزوده شد. تا اینکه در پرتو این تحلیلها به یکی از ارکان مناظره تبدیل شد.

برومن، با تاکید بر نقش اقشار مختلف در عرصه توسعه پایدار، به ویژه بر تعیین کنندگی مشارکت افراد بومی در این عرصه اصرار دارد. به گونه ای که در کتاب خود می نویسد: «بدون حضور بومیان توسعه پایدار احتمال موفقیت خود را از دست خواهد داد».

«آمارتیاسین» پژوهشگـــــر برجسته هندی الاصل و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 1998 به ویژه به صورتی پرشور از این نگرش دفاع می کند. او معتقد است که «اقتصاد خوب بدون دموکراسی واقعی امکان پذیر نیست». (سن 5:1998) «سن» بخصوص نظریه متداولی که کمبود غذا را مهمترین عامل قحطی می داند، زیر سوال برده است و بر اساس مطالعات جامع خود در مناطق مختلف جهان قاطعانه معتقد است که «بلاهایی نظیر قحطی، به کمبود غذا ربطی ندارد، بلکه برآمده از سوءمدیریت حاکمان کشورها است». (نصیرپور 37:1998)

«سن» در اکتبر 1998 طی مقاله ای در روزنامه لوموند نوشت، «تعهد عملی به تامین آزادیهای مختلف و حقوق اساسی جوامع در جلوگیری از فجایع اقتصادی چون گرسنگی بسیار موثر است». و درواقع «یکی از مشخصات برجسته در تاریخچه دردناک قحطی در این نکته نهفته است که در هیچ کشوری با دولتی از نوع دموکراتیک و مطبوعات آزاد هرگز گرسنگی به وجود نیامده است. قحطی ها، همواره در پادشاهی های گذشته، جوامع اقتدارگرای امروز، جوامع قبیله ای ابتدایی، دیکتاتوریهای تکنوکرات امروزی اداره شده تحت امر امپریالیست های شمالی و نیز در کشورهای تازه به استقلال رسیده جنوب که با حکام خودکامه و یا دولتهای تک حزبی و فاقد تساهل ظهور کرده اند، گرسنگی هرگز در کشورهـای مستقل که انتخابات منظم برگزار می کنند، دارای احزاب مخالف و انتقادکننده از دولت هستند و یا روزنامه هایی در آن فعالند که آزادانه به کار تحقیقات می پردازند و همچنین قادرند خردمندانه بودن و نبودن راهبردهای دولت را به زیر سوال ببرند، بی آنکه با خطر سانسور کلی مواجه شوند، دیده نشده است».

«سن» بر این باور است که «به لطف یک اراده سیاسی محکم» جلوگیری از قحطی

کاملاً امکان پذیر است. وقتی از «سن» سوال می شود با این اوصاف چرا میلیونها تن از مردم همچنان از گرسنگی می میرند؟ او می گوید «جواب این پرسش ساده است، زیرا دولتها دموکراتیک نیستند».

به هر صورت «آمارتیاسن» نظریه پردازی است که در سالهای اخیر پژوهشهای علمی اش با استقبال وسیع اندیشمندان جهان مواجه شده است. او در مطالعات گسترده خود، در کشورهای مختلف هرچند غالباً رابطه فقر و مردم سالاری را موردبررسی و مداقه قرار داده است، لیکن اصولاً نبود دموکراسی و مشارکت آگاهانه مردم را علت اصلی بسیاری از نابسامانیهای کشورها تلقی می کند. مثلاً افزایش قتل نوزادان دختر درچین را واکنشی به سیاستهای اجباری تک فرزندی تلقی می کند و می نویسد: «این فجایع ناشی از بسته بودن جامعه ای است که در آن کاهش زاد و ولد بدون هیچ بحث آزاد متمدنانه ای درباره نیازهای شخصـــی و اقتصـادی به دست می آید». (سن 56:1998)

اندیشه و آرای اندیشمندانی چون «سن» عرصه های نوینی را فراراه توسعه درجهان آینده گشوده و از این رو بازتابهای گسترده ای به دنبال داشته است.

یونسکو، به اعتبار ماموریت جهانی خود در زمینه گسترش فرهنگ به استناد کمیت و کیفیت انتشارات خود در این عرصه به صورت موثر و با تحرک در این مناظره وارد شده است و به اشکال مختلف حیاتی بودن عنصر مشارکت سیاسی و نقش آفرینی مردم در سرنوشت خود دموکراسی را موردتوجه قرار داده است.

در این گزارشها، از هوشیاری عمومی و تفاهم به عنوان مهمترین ضرورت در مسیر نیل به توسعه پایدار یاد می شود و عمل آگاهانه مردم در جوامع مختلف و حضور فعال آنها در این عـــرصـــه به صورت اصولی منوط به بهره مندی جوامع از دموکراسی عنوان می شود. باتوجه به این مفروضات، نتیجه گرفته می شود که «هرگونه پیشرفت در این زمینه مستلزم مشارکت فعال، بسیج عمومی و ارتقای سطح آگاهیهای مردمی است».

یونسکو به ویژه، در مسیر تحرک بخشیدن به حضور آگاهانه مردم در صحنه ها، بر نقش کارساز عامل ارتباطات تاکید دارد و برای آنکه مردم سرنوشت شان را دردستهای خود گیرند، اتخاذ راهبرد ارتباطی مشخص را ضروری و غیرقابل اجتناب تلقی می کند.(UNESCO, 1997:17/18123

حضـور و مشارکت قانونمند مردم در صحنه های اجتماعی و سیاسی کشورها، هر روز بیش از پیش موردتوجه قرار می گیرد و جدا از همه مسائل دیگری که دموکراسی را به عنوان ضرورتی غیرقابل انکار در دنیای کنونی موردتاکید قرار می دهد، اصولاً در چشم انداز آینـده و درجهانی که در پیش است، فکر توسعه ای بدون دموکراسی معقول و ممکن نخواهدبود.

گفتنی است که برخی از اندیشمندان نظیر «کارمن» به ویژه در سالهای اخیر، با نقد تجارب ناموفق حدود نیم قرن تلاش برای رسیدن به توسعه درجهان سوم به این نتیجه رسیده اند که «پروژه توسعه شکست خورده است، زیرا بیرون از مشارکت مردم، نگاه داشته شده بود» حال آنکه این پروژه به نام آنان آغاز شد و قرار بود برای مردم رفاه و آزادی به ارمغان آورد. می توان با گزارش همسایگی جهانی ما هم داستان شد که «قدرت جمعی مردم برای شکل دادن به آینده اکنون پیش از هر زمان دیگر ضروری و کارساز است. به تحرک درآوردن این قدرت برای ایجاد زندگی امن تر، دموکراتیک تر و پایدارتر در قرن بیست و یکم مهمترین چالش فراراه این نسل است.

عاملان توسعه پایدار

توسعه پایدار که به دلیل جامعیت مباحث و اقبال گسترده در آخرین سالهای قرن بیستم به بالنده ترین مناظره جهانی تبدیل شد. برمبنای بسیاری از تحلیلها و نظریه ها چالش محوری قرن بیست و یکم خواهدبود.

در این چالش نوین، انسان مرکز توجه قرار گرفته است و هر آنچه حیات، بقا و آزادی او را موردتهدید قرار دهد، مردود شناخته شده است. در دوران جدید، در پرتو قدرت رسانه ها و گستردگی شبکه های ارتباطی، به رغم دستکاریهای متنوع خبری و با افزایش و تنوع دسترسی ها به اطلاعات، بعد مسافت و فاصله بین ملتها کوتاهتر شده است. بدیهی است جهانی که تا این حد «کوچک» شده است، تبعیضهایی تا این حد گسترده را برنمی تابد.

ورود بــه عصر جدید، بدون نگاهی انسانی تر، متوازن تر و بخصوص بدون اتکا به اصول پایداری نه فقط در کلام که درعمل نیز میسر نخواهدبود. تحقق این آرمانها، علاوه بر اراده های قاطع و آگاهانه، «عاملانی» را طلب می کرد تا از رهگذر تلاش آنها این اهداف جامه عمل بپوشند.

بدون آگاهی ملتها و آحاد مردم دستیابی به این آرمان متصور نبود، لذا از آغاز بخش قابل ملاحظه ای از تلاش در این مسیر جهت داده شد. مسئله زمینه سازی برای تحرک زن و مرد، جوان و پیر و حتی کودکان در سراسر جهان بود و داعیه اینکه بدون این آگاهیها توسعه پایدار نیز راه به جایی نخواهدبرد.

بر بنیان این برنامه ها، دولتها، سازمانهای بین المللی و نهادهای بین الدولی مسئولیتهای گسترده ای برعهده گرفتند، اما آنچه در این عرصه جدید جاذبه ای فوق العاده یافته بود، «سازمانهای غیردولتی» بود که برآمده از ضرورتهای عصر جدید بود و دراین فضای متحول، با درآمیختن با اهداف چالش نوین، ظرفیتهای وسیعی برای پایداری خلق کرد.

دولتها

در مسیر دستیابی به شرایط پایداری و به ویژه در دوران گذار، وظایف گسترده ای برعهده دولتها گذاشته شد. آنها موظف شدند تا مؤلفه های توسعه پایدار را در تمامی سطوح برنامه ها و سیاست گذاریها رعایت کنند.

دولتها، بخصوص در کشورهای جهان سوم، قادرند در عرصه پایداری، نقشی پیشتاز برعهده گیرند. این دولتها هستند که قادرند قانونمندیهای همسو با جریان توسعه پایدار، تحرک اجتماعی را درسطوح مختلف جوامع نظام می بخشند. دولتها همچنین قادرند به صورت مستقیم و غیرمستقیم، با ایجاد شرایط مطلوب به تحرک بخش خصوصی در این عرصه کمک کنند.

«الکساندر گرشنکرون» که مطالعات وسیعی درباره صنعتی شدن کشورهای اروپایی در قرن نوزدهم انجام داده نقش گسترده و همه جانبه دولتها را در این دوران به صورت مستدل و مستند شرح داده است. او به خصوص تاکید می کند، «هرچه عقب ماندگی نسبی اقتصادی یک کشور بیشتر بوده است، تلاشهای توسعه تمرکز بیشتری داشته است». گرشنکرون بر این مسئله تاکید دارد، گرچه عامل توسعه درانقلاب صنعتی انگلستان بخش خصوصی بود، لیکن در سایر کشورهای صنعتی شده، مسئله به گونه ای متفـاوت رخ داد. مثلاً در آلمان، بانکهای سرمایه گذاری و در روسیه دولت تزاری این مسئـــولیت را بــــرعهـده داشتند.(ORIFFIN, 1989. JOI)

در روند دستیابی به توسعه ای مبتنی بر پایداری در جهان سوم ضرورتاً حضور فعال دولتهای ملی، مشروط به رعایت مؤلفه های توسعه پایدار، نظیر مشارکت سیاسی و آزادی مردم در کشورهای مربوط باید موردتاکید قرار گیرد.

بدون تحرک و حمایت دولتها به عنوان مهمتـــرین عامل توسعه پایدار نمی توان توسعه ای ملی، درون زا، متوازن و پایدار در جوامع جهان سوم تضمین کرد.

سازمانهای بین المللی

سازمانهای بین المللی به ویژه پس از جنگ جهانی دوم به دلیل شرایط متحول جهان موردتوجه بسیار قرار گرفتند. همه کشورها با نظامهای متفاوت پذیرفته بودند که جلوگیری از ایجـاد جنگهای جدید در گرو همکاریهای بین المللـی است. به این ترتیب، سازمانهای بین المللی متعدد و متنوعی، با اهداف و وظایف مشخص، درعرصه های مختلف جهان شکل گرفتند و در این میان سازمان ملل متحد نقشی محوری داشت.

سازمان ملل متحد که در طول دهه های گذشته ازطریق نهادهای وابسته، به ویژه «برنامه توسعه سازمان ملل» (UNDP) رشد اقتصادی و توسعه را در کشورهای جهان سوم دنبال کرده بود، در زمینه تکوین اندیشه های جدید نیز با حضور و تحرک کارشناسان جهانی نقشی اساسی یافت.

برگزاری «اجلاس کره زمین» ازسوی سازمان ملل در سال 1992 در «ریوبرزیل» نقطه عطفی در زمین بود. مجمع عمومی سازمان ملل، در سال 1992 طی قطعنامه ای خواستار پیگیری و نظارت سازمان یافته بر اجرای مصوبات اجلاس ریو شد و به این منظور تشکیل «هیئت مشاوره عالی رتبه توسعه پایدار» را تصویب کرد. براین اساس این مصوبه مرکز این نهاد جدید شهر نیویورک درنظر گرفته شد.(UN,1992:678)

فدریکو مایور، دبیرکل وقت یونسکو، در اوایل سال 1993 دو کمیسیون بین المللی تشکیل داد:

1 - «کمیسیون بین المللی درزمینه تعلیم و تربیت برای قرن 21» به ریاست ژاک دلور (رئیس کمیسیون سابق اروپا».

2 - «کمیسیون جهانی در زمینه فرهنگ و توسعه» به ریاست خاویر پرزدکوئیار (دبیرکل سابق سازمان ملل). «مایور»

تشکیل این کمیسیونها را رسماً در «سمپوزیوم نقش سازمان ملل در قرن بیست و یکم» در سخنرانی خود تحت عنوان «ظرفیت سازی برای توسعه پایدار» که در فوریه 1993 در توکیو برگزار شد اعلام کرد.(MAYOR 1993:3)

یونسکو، گذشته از کمیسیونهای یادشده، به اقدامات خود در زمینه مطالعه برای تامین آب شیریــن اقیانوس شناسی و ازقبیل در پرتو چشم انداز نو تحرک دوباره بخشید.

عـلاوه بــــر یــونسکو، سایر نهادهای بین المللی وابسته به سازمان ملل نیز در زمینه ماموریت خود وظیفه یافتند تا بر پایه مفروضات توسعه پایدار، تحرک دوباره ای را در چارچوب وظایف و ماموریت خود ایجاد کنند.

آنچه اهمیت دارد تنوع و فراوانی پژوهشها و بررسیهای پیرامون توسعه پایدار است. سازمانهای بین المللی، هریک به فراخور، مسئله را از زاویه هایی موردمطالعه و تحلیل قرار داده اند. سازمانهای بین المللی، به عنوان یکی از مهمترین عاملان دراین گستره، به صورت خاص موردتاکید قرار گرفته اند. نهادها و سازمانهای بین المللی با چشم اندازی به دنیای آینده که در پرتو روند جهانی شدن نقش آنها تعیین کنندگی بیشتری خواهد داشت، در عرصه ظرفیت سازی برای چالش نوین تحرک دوباره ای را برنامه ریزی کرده اند.

سازمانهای غیردولتی

تحرک سازمانهای غیردولتی در سطوح محلی، ملی و بین المللی از ویژگیهای دوران جدید است. این تشکلهای داوطلبانه مردمی که با تنوع در شکل، سطح، تخصص و ازاین قبیل به صورت مستقل فعالیت می کنند، به عنوان پاسخی مسئولانه ازطرف مردم با مشارکت در عرصـه های حیات اجتماعی، به تحرک در زمینه های مختلف دامن می زنند.

سازمانهای غیردولتی، در شکل دهی و تحقق دموکراسی مشارکتی، نقشی حیاتی برعهده دارند. این سازمانها، به جهت آزادبودن از قیدوبندهای فعالیتهای رسمی زمینه های بسیار مساعدی برای مشارکت در مناظره توسعه پایدار یافته اند. این سازمانهای مردمی که در همه سطوح بین المللی، ملی و محلی فعالیت می کنند، قادرند در شبکه ای گسترده ارتباط وسیع و متنوع خود را سامان دهند.

هرکسی در هر سطحی درجهان ناگزیر از اتخاذ تصمیم هایی است و لذا همزمان، هم از اطلاعات استفاده می کند و هم به تولید اطلاعات می پردازد. در سطح کشورها برای آنکــه تصمیم سازان و عامه مردم بتوانند تصمیم های مناسب اتخاذ کنند، ضرورتاً باید به اطلاعات دقیق و سریع دسترسی داشته باشند، درحالی که در بسیـــاری از کشـورها عملاً داده های موردنیاز برای تصمیم گیری دراختیار نیست.

در پاسخ به همین نیاز حیاتی که یونسکو و بسیاری از نهادهای فرهنگی دیگر درجهان همت خود را متوجه بسط و گسترش «جامعه اطلاعاتی» کرده اند.

ارتباط مستقیم و بدون واسطه «گروههای شهروندی داوطلب» با مردم در جوامع مختلف یکی از ویژگیهایی است که در اعتلای سطح آگاهیهای مردم نقش ممتازی برعهده داشته است. سازمانهای غیردولتی اینک به واقعیتی غیرقابل انکار تبدیل شده اند و از این جهت روز به روز بر دامنه تنوع و گستردگی آنها افزوده می شود. برای مثال در «اجلاس کره زمین» در برزیل در سال 1992 علاوه بر حضور نمایندگان رسمی 176 کشور جهان شاهد مشارکت بیش از 1500 سازمان غیردولتی هستیم و این روند با شتابی به مراتب بیشتر در گردهمایی دیگر جهانی در واپسین سالهای قرن بیستم تکرار شده است.

سازمانهای غیردولتی به جهت توانمندی بالقوه و بالفعل خود و نیز به دلیل پویایی و وسعت و گوناگونی مباحث و مسائل مطرح در توسعه پایدار در این زمینه مناظره اعتبار و منزلت ممتازی یافته اند. به نظر می رسد عرصه پویای توسعه پایدار، به دلیل ابتکارات و امکانات گسترده ای که این گروهها و سازمانها، خلق کرده اند، به ظرفیتهای جدیدی دست یافته است. این سازمانها به خصوص به مدد این امکانات توانسته اند با خارج شدن از انحصار دولتها و حتی نهادهای بین المللی و بین الدولی تداوم حیات خود را به صورت مستقل در واپسین سالهای هزاره دوم تثبیت و درنتیجه کارآمدی خود را در طلوع هزاره سوم تضمین کنند. 1

منابع:

1 - آرون ریمون. 1369، سالهای پایانی قرن، ترجمه اسدالله مبشری، تهران نشر سفیر.

2 - بدیع، پل، 1359، اقتصاد سیاسی رشد، ترجمه کاوه، آزادمنش، تهران: نشر قومس.

3 - ساعی، احمد، 1374، درآمدی بر شناخت مسائل اقتصادی و سیاسی جهان سوم، تهران: نشر قومس.

4 - سریع القلم، محمود، 1371، توسعه جهان سوم و نظام بین الملل، تهران نشر سفیر.

5 - گن زیر، آیرن 1369، کارگردانی و دگرگونی سیاسی درجهان سوم، ترجمه احمد تدین: تهران نشر سفیر.

6 - میکسل، ریمونداف 1376، توسعه اقتصادی و محیط زیست، مقایسه بین اقتصاد توسعه سنتی و توسعه پایدار، ترجمه حمیدرضا ارباب، تهران: سازمان برنامه و بودجه.

7 - نصیــــری حسین، 1377، «توسعه پایدار: چشم انــــداز» اطلاعات سیاسی - اقتصادی شماره های 128-127

8 - ARNOLD, STEVEN H. 1993. “SUSTAINABLE: A SOLUTION TO THE DEVELOPMENT PUZZLE?” DEVELOPMENT JOURNAL OF SID VOL.2, NO.3.

9 - BRONMAN, JOHN. 1996.POPULAR DEVELOPMENT. LONDON: BLACK WELL PUBLISHERS. BRUNDTLAND, HARLEM QRO. 1993. “SUSTAINABLE DEVELOPMENTAN OVERRIEW”. DEVELOPMENT JOURNAL OF SID, VOL.2. NO.3.

10 - CARMEN, RAFF. 1996. AUTONOMOUS DEVELOPMENT, LONDON AND NEW JERSEY: ZED BOOKS.

11 - MAYOR, F. 1993. CAPACITY - BUILDING FOR SUSTAINABLE DEVELOPMENT. TOKYO: U.N.UNIVERSITY.

12 - UNESCO.1997. EDUCATION FOR A SUSTAINABLE FUTURE. THESSALONIKI: UNESCO / THE GOVERNMENT OF GREECE.

آشنایی با ایکوم (کمیته جهانی موزه‌ها)

ایکوم نماد جهانی موزه و موزه ‌داری است که بعد از جنگ جهانی دوم و در 62 سال پیش، ایجاد و تقریبا همزمان با تشکیل یونسکو ایجاد شد.

مرکز آن در پاریس است و امروزه بیش از 120 کشور جهان دارای کمیته‌های ملی ایکوم هستند. هر سه سال یکبار مجمع عمومی ایکوم در یکی از کشورهای عضو برگزار می‌شود.

ایکوم از سال 1970 روز جهانی موزه را در تاریخ 18 ماه مه برابر با 28 اردیبهشت تعیین و در پی آن برای هر سال یک مفهوم خاص را به عنوان شعار بین‌المللی قرار می‌دهد تا همه موزه‌ها و نگارخانه‌ها در همه جهان تابع این شعار فعالیت کنند.

کمیته ملی ایکوم در ایران پس از انقلاب از سال 1376 فعالیت دوباره‌ای را آغاز کرد.

این کمیته امروزه در ایران بیش از 120 عضو فردی و حقوقی دارد

معرفی سایت های بین المللی جهت دانلود رایگان کتاب


1. FreeBookSpot: منبعي جامع شامل بيش از 4485 كتاب در 96 دسته بندي مختلف كه حجمي بالغ بر 72 گيگابايت دارد. شما مي توانيد در اين سايت به جستجو و دانلود كتاب در مباحثي نظير برنامه نويسي، مهندسي، موضوعات علمي، داستاني و ... بپردازيد. براي دانلود كتاب ها از اين وب سايت نيز نيازي به ثبت نام در آن نداريد.
 2. 4Ebooks: مجموعه بزرگي از كتاب هاي برنامه نويسي كامپيوتري است. كتاب هايي موجود در اين سايت هر كدام شامل توضيح مختصري نيز هستند كه در مورد يافتن كتاب مورد نظرتان شما را كمك مي كنند. اين مجموعه بزرگ شامل بيش از 1000 كتاب در زمينه هاي دات نت، اي جكس، اكشن اسكريپت و موارد مشابه ديگر مي باشد.
 3. Free-eBooks: وب سايتي كه از طريق آن علاوه بر يافتن كتب مختلف، قادر به دانلود مجله هاي معروف حهان نيز مي باشيد. استفاده از خدمات اين سايت نياز به ثبت نام اوليه دارد كه به صورت رايگان انجام مي گيرد.
 4. ManyBooks: كتاب هاي مختلفي را جهت نمايش در دستگاه هاي پي دي اف خوان، آي پاد و پي دي اي آماده مي سازد. اين سايت داراي آرشيوي بيش از 21282 عنوان مي باشد كه استفاده از تمام آن ها به صورت رايگان است!
5. GetFreeeBooks: سايتي مشابه سايت هاي بالا كه داراي كتاب هاي رايگان است. كليه كتاب هاي موجود در اين وب سايت، كتاب هايي هستند كه به صورت قانوني امكان دانلود را دارند.
 6. FreeComputerBooks: همان طور كه از نام آن پيداست، در آن مي توانيد كتاب هاي مختلفي را در زمينه كامپيوتر بيابيد. مزيت اين سايت، دسته بندي ايده آل آن است كه علاوه بر داشتن 12 دسته اصلي، شامل 150 زير دسته مختلف است كه جهت يافتن كتاب مورد نظرتان بسيار مفيد خواهند بود.
7. freeTechBooks: كتاب هاي موجود در اين وب سايت نيز به صورت رايگان و قانوني عرضه مي شوند. كتاب هاي مختلفي را در زمينه مهندسي و علوم كامپيوتر را مي توانيد در آن بيابيد.
8. Scribd: وب سايتي جهت به اشتراك گذاري فايل ها با فرمت برنامه هاي مختلفي نظير Word، Excel، Powerpoint و PDF مي باشد. شما مي توانيد اين فايل ها را دانلود نموده و يا حتي آن ها را وارد وبلاگتان نماييد.
 9. Globusz: همين بس كه يكي از وب سايت هاي معروف در زمينه دانلود كتاب هاي رايگان است!
 10. KnowFree: كاربران اين وب سايت به مبادله كتاب ها، آموزش هاي ويديويي و ساير موارد اين چنيني به صورت رايگان در آن مي پردازند.
11. OnlineFreeEbooks: شامل 9 دسته بزرگ در زمينه كتاب هاي بازرگاني، مهندسي، سخت افزار، برنامه نويسي و ... مي باشد كه قابليت دانلود به صورت رايگان را دارا مي باشد.
12. MemoWare: اگر پاكت پي سي داريد احتمالا اين وب سايت براي شما بسيار مناسب است چرا كه فرمت كتاب هاي آن هماهنگ با دستگاه هايي نظير همان است.
13. Franklin: بيش از 1000 عنوان كتاب در فرمت متن و فايل هاي HTML.
14. OnlineComputerBooks: شامل كتاب هاي مختلفي در زمينه هاي رايج است.
15. SnipFiles: علاوه بر داشتن كتاب هاي رايگان، داراي نرم افزار هاي رايگان براي دانلود نيز هست.
 16. BookYards: اطلاعات و فايل هاي موجود در اين وب سايت نيز به طور كاملا رايگان در اختيار كاربران قرار مي گيرد.
17. TheOnlineBooksPage: ليست بيش از 30000 كتاب رايگان موجود در سطح نت!
18. AskSameBooks: شامل مجموعه اي از كتاب هايي نظير شكسپير و نمونه هاي مشابه آن است.
19. BaenFreeLibrary: كتابخانه اي از زمان هاي علمي تخيلي.
20. eBookLobby: اين سايت به دسته بندي هاي مختلفي تقسيم شده است. ابتدا موضوع خود را انتخاب مي كنيد و سپس به جستجوي كتاب مورد علاقه خود مي پردازيد.

رواديد جهانگردی (Tourist Visa)

ادامه نوشته

ساخت هتل گردشگری در کنار ایستگاه بین‌المللی فضایی

قرار است نخستین هتل فضایی در جهان در کنار ایستگاه بین المللی فضایی ساخته شود. چهار اتاق این هتل در مجموع گنجایش 7 نفر را خواهند داشت. طول مدت اقامت در این هتل فضایی از چند روز تا 6 ماه متغییر است.

"سرگی کوستنکو" یکی از سازمان دهندگان این پروژه به خبرگزاری «ریانووستی» گفت:" هتل فضایی برخلاف ایستگاه فضایی در ابعاد کوچکتری خواهد بود و البته موارد کاربردی آن با ایستگاه فضایی متفاوت است. ما در نظر داریم در داخل هتل سرویس های بهداشتی، میز غذاخوری، وسائل گرم کننده مواد غذایی و تجهیزات ورزشی تعبیه کنیم".

براساس گفته های سازندگان هتل، این مکان در شرایط اضطراری می تواند مورد استفاده فضانوردان ایستگاه فضایی قرار گیرد. در طول مدت حضور گردشگران فضایی در این هتل، آن ها امکان گرفتن عکس از منظره کره زمین و هم چنین انجام آزمایش های مختلف را خواهند داشت.

وظیفه حمل مسافران فضایی به سمت هتل در ابتدا برعهده سفینه " سایوز" که تنها گنجایش سه نفر را دارد، خواهد بود ولی در آینده از شاتل های خارجی چندبار مصرف با گنجایش 7 نفراستفاده خواهد شد. طبق گفته طراحان و سازندگان پروژه، این نوآوری موجب کاهش هزینه های این هتل فضایی می شود. هم اکنون این پروژه که ساخت آن در شصتمین سالگرد پرواز "یوری گاگارین" به فضا آغاز خواهد شد، در مرحله توسعه قرار دارد. شرکت فضایی- موشکی "انرگیا" که پیمانکار اصلی مرحله ساخت و آماده سازی این پروژه محسوب می شود، در نظر دارد این هتل فضایی را تا سال 2016 آماده بهره برداری نماید.

سازمان جهانی جهانگردی

سازمان جهانی جهانگردی از تغییر و تبدیل اتحادیه بین المللی سازمان های رسمی جهانگردی (IUDTO) تشکیل شده است. اساسنامه ی سازمان جدید که در سال 1970 در مکزیکوسیتی تنظیم شده بود، در تاریخ بیست و هفتم سپتامبر سال 1979 میلادی به تصویب اعضا رسید. این سازمان در واقع، سازمانی بین المللی و عامل اصلی مشارکت سازمان ملل متحد در عرصه جهانگردی است. مقر دائمی آن در شهر مادرید، پاتتخت اسپانیا، است و حدود 130 کشور عضو این سازمان هستند. جمهوری اسلامی ایران از سال 1342 به عضویت این سازمان در آمده است.

ادامه نوشته

سازمان های بین المللی گردشگری


سهمی که جهانگردی در حفظ میراث فرهنگی جهان و توسعه صلح و تفاهم در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی ایفا می کند، نقشی که گردشگری در ارتقای سطح اقتصاد دولت ها و مردم بومی مناطق توریستی دارد، سهولت انتقال اطلاعات و فن آوری های روز دنیا و گردشگری ملل جهان به عنوان یک نیاز برای گذران اوقات فراغت و به منظور استراحت، تفریح و رشد همه مزیت هایی است که موجب شده است این حرفه را " صنعت پاک " بنامیم.

پس از خاتمه جنگ های جهانی اول و دوم و انزجار توده ملت ها از دشمنی ، کشتار و خونریزی، کنفرانس ها و اجلاس بی شماری به منظور حفاظت از صلح و دفاع از شرافت انسانی، استقرار آزادی و برابری، هم اندیشی و همگرایی بین المللی و نشر فرهنگ و آموزش همگانی برای نیل به عدالت، تشکیل گردید. حاصل این تلاش ها، تنظیم کنوانسیون های بین المللی همچون کنوانسیون ژنو برای حمایت از پناهندگان در سال 1949 و پدید آمدن سازمان های جهانی نظیر یونسکو (سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد ) در سال 1945 بود. لزوم تفاهم بین ملت ها، آسایش و احترام جهانی و منافع چشمگیر جهانگردی، موجب پدید آمدن سازمان های بین المللی دیگری نظیر اتحادیه بین المللی سازمان های رسمی جهانگردی و متعاقب آن تشکیل سازمان جهانی جهانگردی در سال 1979 گردید.

نقش نهفته مردم در رشد و توسعه این صنعت، مقوله ای است که کمتر بدان پرداخته شده است. بسیاری از مردم آگاهی چندانی از آثار مفید و ارزشمند گردشگری در زندگی روزمره خود ندارند. یکی از وظایف عمده ی سازمان های ملی، منطقه ای و جهانی گردشگری، آموزش عموم مردم و حتی مخاطبان خاص این صنعت، یعنی دست اندر کاران گردشگری است.

انتقال تجربه کشورها در جذب گردشگر و ارایه توصیه های ضروری در شناسایی آسیب های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی که ممکن است از این رهگذر دامن گیر مناطقی از جهان گردد و مقابله با این آسیب ها نیز از وظایف اصلی سازمان ها و تشکل های جهانی گردشگری است.

تشکیلات، سازمان ها و مراجع بین المللی را که امروزه در این صنعت پرسود فعال هستند می توان به شرح ذیل برشمرد:

1 – سازمان جهانی جهانگردی (UNWTO)

2 - کمیسیون منطقه جهانگردی آسیای جنوبی (SARTO)

3 - همکاری عمران منطقه ای (RCD)

4 - انجمن آژانس های مسافرتی امریکا (ASTA)

5 - کمیسیون اقتصادی آسیا و خاور دور (ECAFE)

6 - فدراسیون بین المللی اتحادیه های آژانس های مسافرتی (UFTAA)

7 - دفتر بین المللی جهانگردی اجتماعی (IFST)

8 - انجمن جهانی آموزش حرفه هی جهانگردی (WAPTT)

9 - انجمن بین المللی کلوپ های اسکال (SKAL)

اساسنامه کمیسیون جنوب آسیا موارد استناد و قوانین اجرایی کمیسیون سازمان جهانی جهانگردی در منطقه جنوب

اساسنامه کمیسیون جنوب آسیا
موارد استناد و قوانین اجرایی کمیسیون سازمان جهانی
جهانگردی در منطقه جنوب آسیا
موارد استناد کمیسیون
به استناد بند (ی) ماده 12 اساسنامه سازمان جهانی جهانگردی (از این پس سازمان نامیده می‌شود) و بند (الف) مصوبه 1 مجمع عمومی سازمان، کمیسیون سازمان در منطقه جنوب آسیا (ازاین پس کمیسیون نامیده می‌شود) بر اساس موارد زیر تاسیس گردید.
1-هدف کمیسیون بررسی مسایل جهانگردی مورد توجه اعضا در منطقه خواهد بود، وظایف و فعالیتهای آن به تبعیت از سازمان مطابق اساسنامه و قوانین و مقررات سازمان خواهد بود.
2-اجرای تصمیمات و پیشنهادات مجمع عمومی و شورای اجرایی و هر گونه تصمیماتی که کمیسیون به نفع اعضای خود در منطقه اتخاذ می‌کند. را تضمین خواهد نمود مشروط بر اینکه این تصمیمات مغایرتی با سیاست کلی، وظایف و صلاحیت سازمان نداشته باشد.
3-کمیسیون فعالیتهای خود را به طور مرتب به مجمع عمومی گزارش خواهد کرد و می‌تواند مسایلی که نیازمند بررسی در سطح وسیعتری هستند به شورای اجرایی و یا هر یک از ارکان سازمان ارجاع نمایند.
4-کمیسیون می‌تواند برای اجرای برنامه فعالیتهای خود گروههای کار تشکیل دهد و یا از مشاورین استفاده کند. هر گونه فعالیتی که اجرای ان مستلزم بودجه است به عنوان یک قانون کلی توسط اعضای کمیسیون تامین می‌گردد مگر آنکه مجمع عمومی و یا شورای اجرایی خود تصمیم و پیشنهاد دیگری ارائه دهد.
قوانین اجرایی کمیسیون تشکل
ماده 1: کمیسیون از کشورهای عضو که توسط مجمع عمومی تعیین شده است تشکیل خواهد شد.
انتخاب رئیس و نایب رئیس ماده 2
1
ادامه نوشته

جهانی شدن چیست؟

واژه جهانی شدن در سال‌های اخیر یکی از پرکاربردترین واژه‌های عرصه سیاستگذاری اقتصادی،فرهنگی و سیاسی داخلی و بین المللی کشورها و نیز موضوع بحث‌های آکادمیک و ژورنالیستی بوده است.

برغم کاربرد گسترده ای که واژه جهانی شدن (Globalization)در بیش از یک دهه گذشته پیدا کرده،هنوز معنا و مفهوم آن همچنان مناقشه آمیز است و بسته به اینکه از چه زاویه و با چه نگرشی به آن نگریسته شود معنا و مفهوم متفاوت پیدا خواهد کرد که ظهور واژه های مختلفی همچون "جهانی شدن"،"جهانی سازی"،"جهانگرایی"،"غربی شدن" و "آمریکایی" شدن در بسیاری از جوامع از جمله ایران بیانگر این امر می باشد.

این اختلاف دیدگاهها باعث شده تا در حالی که گروهی از جوامع و افراد با نگاه کاملا مثبت به پدیده جهانی شدن می نگرند و آن را یک فرایند می دانند که در بردارنده فرصت های زیادی برای جوامع است گروه دیگری از افراد و جوامع این پدیده را یک امر منفی تلقی می کنند و آن را پروژه ای می دانند که از سوی صاحبان قدرت در جهان در جهت منافعشان طراحی شده است که طرفداران این دیدگاه در مقابله با جهانی شدن از جنبش مخالفان جهانی شدن که طیف متنوعی از افراد و گر وهها را در خود دارد حمایت می کنند.البته در بین این دو دیدگاه یک دیدگاه بینا بینی هم بر این باور است که جهانی شدن همچون هر پدید دیگری در ذات خود فرصت و چالش هایی دارد و کشورها و جوامع باید با شناخت دقیق آن از فرصت های آن به نفع خویش سود جویند و از چالش های احتمالی آن بدور مانند.

صرف نظر از این اختلاف نظرها،پدیده جهانی شدن شامل طیف گسترده ای از روندهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است که در کاربرد عمومی خود بر معانی مختلفی همچون تعقیب سیاست  های لیبرالی کلاسیک (سیاست های بازار آزاد)در عرصه اقتصاد جهان(آزادسازی اقتصادی)، سیطره روزافزون اشکال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی غربی (و حتی آمریکایی) (غربی شدن یا آمریکایی شدن)، گسترش تکنولوژیهای جدید اطلاعاتی (انقلاب اینترنتی) و نیز این که بشریت در آستانه تحقق یک جامعه واحد متحد که در آن عوامل عمده منازعه اجتماعی از بین رفته اند (همبستگی جهانی) قرار گرفته، دلالت می کند.

در خصوص این که چه عاملی باعث ایجاد وضعیتی که از آن به وضعیت جهانی شدن یاد می شود شده، بین نظریه پردازان اختلاف نظر است. همچنین این اختلاف نظر در مورد زمان آغاز فرآیند جهانی شدن نیز وجود دارد. این اختلاف نظرها در خصوص ماهیت جهانی شدن موجب شده تا بحث ها بیشتر بر آثار جهانی شدن همچون افزایش تجارت کالاها و خدمات، توسعه نقل و انتقال نیروی انسانی،  گسترش جابه جایی سرمایه، تقویت نفوذ شرکت های چند ملیتی و سازمانهای بین المللی، تأثیر فزاینده تکنولوژی و در مجموع وابستگی متقابل بیشتر نظام بین المللی متمرکز شود تا جهانی شدن به مثابه یک نظریه.

جهانی شدن در عرصه سیاست هم تحول جدی ایجاد کرده است. به طور سنتی سیاست های هر کشور در چارچوب نظام های سیاسی داخلی آن ترسیم می شده است و دولت های ملی مسئولیت نهایی برای حفظ امنیت و رفاه اقتصادی شهروندان و نیز حفظ حقوق بشر و محیط زیست در درون مرزهای خود را داشته اند. تحولات ناشی از روند جهانی شدن به نوعی تصمیم گیری های سیاسی کشورها را به کارکرد نظام بین الملل نزدیک کرده و نقش نهادها و سازمانهای بین المللی را پر رنگتر کرده و به نوعی حاکمین ملی کشورها را فرسایش داده است.

در عرصه فرهنگی نیز نوآوری های تکنولوژیکی همچون اینترنت، دستگاههای فاکس، تلویزیون های ماهواره ای و کابلی، شبکه اینترنت و ظهور رسانه های جهانی موجب شده تا مرزهای فرهنگی کشورها درنوردیده شود.

گستردگی زوایای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فرآیند جهانی شدن از جهات مختلف بر زندگی اجتماعی و فردی شهروندان کشورهای مختلف تأثیر گذاشته است. این امر طی چند سال گذشته موجب شده که برخی مؤسسات برای سنجش جایگاه کشورها در فرآیند جهانی شدن یک شاخص ترکیبی ایجاد کنند و براساس آن به ارزیابی بپردازند.

اگر چه مجموع این روندها موجب شده تا کارشناسان سیاستمداران و اندیشمندان این وضعیت را، «جهانی شدن» بنامند، اما همچنان این پرسش مرکزی مطرح است که معنی «جهانی شدن» واقعاً  چیست؟ و در مرحله بعدی اهمیت، برندگان و بازندگان جهانی شدن به عنوان یک روند واقعی چه کسانی هستند و چگونه می‌توان حرکت این روند را هدایت کرد؟

همچنین اگر چه در دو دهه گذشته و همزمان با ظهور و توسعه فرایند جهانی شدن مخالفت‌هایی با آن صورت گرفته و مخالفان جهانی شدن در سراسر جهان به یک جریان نیرومند تبدیل شدند، اما آثار بحران کنونی اقتصاد جهانی موجب شده جهانی شدن زدایی (De -globalization)که در قبل از این بحران به طور جسته و گریخته مطرح می‌شد به عنوان یک موضوع جدید در عرصه فکری ، رسانه‌ای و سیاستگذاری کشورها تبدیل شود

اساسنامه سازمان جهانی جهانگردی


تأسیس

ماده 1 : سازمان جهانگردی جهانی که از این پس "سازمان" نامیده می شود سازمانی است بین المللی و بین دولت ها که از تغییر اتحادیه بین المللی سازمانهای رسمی جهانگردی (Iuto) به وجود آمده است.

مقر

ماده 2 : مقر سازمان به موجب تصمیم مجمع عمومی نعیین خواهد شد و می توان در هر موقع به موجب تصویب مجمع عمومی آن را تغییر داد.

هدف ها

ماده 3 :

1 – هدف اساسی سازمان عبارت خواهد بود از تشویق و گسترش جهانگردی به منظور کمک به توسعه اقتصادی و تفاهم بین ملت ها و صلح و آسایش و احترام جهانی و رعایت حقوق بشر و آزادی های اساسی برای همه بدون تبعیض از نظر نژاد و جنس و زبان و دین.

سازمان کلیه اقدامات لازم را برای نیل به این منظور، معمول خواهد داشت .

2 در پیشبرد این منظور سازمان به منافع کشوری در حال توسعه در زمینه جهانگردی، توجه خاصی مبذول خواهد  داشت .

3 – سازمان به منظور ایفای نقش اصلی خود در زمینه جهانگردی، همکاری مؤثری با ارگانهای مربوط به ملل متحد و سازمان های تخصصی آن برقرار ساخته و حفظ خواهد کرد. از این لحاظ سازمان به عنوان یک مؤسسه شرکت کننده و اجرایی در ایجاد رابطه همکاری و مشارکت در فعالیت های مربوط به برنامه عمران ملل متحد اقدام خواهد کرد.

عضویت

ماده 4 : سازمان دارای سه نوع عضو می باشد :

الف – اعضای اصلی

ب – اعضای پیوسته

ج – اعضای وابسته

ماده 5

1 – عضویت اصلی در سازمان برای تمام کشورهای مستقل میسر خواهد بود.

2 – دولت هایی که سازمان جهانگردی رسمی آنها در موقع تصویب این اساسنامه به وسیله مجمع فوق العاده اتحادیه بین المللی سازمان های رسمی جهانگردی، عضو اصلی اتحادیه می باشند مجازند بدون ضرورت اخذ رأی با اعلام رسمی پذیرش اساسنامه سازمان و قبول تعهدات ناشی از عضویت به عضویت اصلی سازمان درآیند.

3 – دولت های دیگر می توانند چنانچه داوطلبی آنان، با اکثریت دو سوم اعضای اصلی حاضر و رأی دهنده به تصویب مجمع عمومی رسیده باشد به عضویت اصلی سازمان درآیند مشروط بر اینکه اکثریت مذکور شامل اکثریت اعضای اصلی سازمان باشد.

ماده 6

1 - عضویت پیوسته سازمان برای کلیه سرزمین ها یا گروه سرزمین های که مسئول مناسبات خارجی خود نیستند، مسیر خواهد بود.

2 – سرزمین ها یا گروه سرزمین هایی که سازمان جهانگردی آنها، در موقع  تصویب این اساسنامه به این وسیله مجمع عمومی فوق العاده اتحادیه بین المللی سازمانهای جهانگردی عضو اصلی اتحادیه می باشند مجازند بدون لزوم اخذ رای به عضویت پیوسته سازمان درآیند مشروط براینکه دولتی که مسؤلیت مناسب خارجی آنها را برعهده گرفته است عضویت آنها راتصویب نماید و از طرف آـها اعلام می دارد که سرزمین های مزبور، اساسنامه سازمان را می پذیرند و تعهدات ناشی از عضویت آن را قبول می کنند.

3- سرزمین یا گروه سرزمین ها می توانند چنانچه داوطلبی آنان قبلا مورد تصویب دولت عضوی که مسؤلیت مناسب خارجی آنها را برعهده دارد قرار گرفته باشد و دولت مزبور از طرف انها اعلام کند که سرزمین ها یا گروه سرزمینهای مورد بحث اساسنامه سازمان را می پذیرند و تکالیف ناشی از عضویت را قبول می کنند. به عضویت پیوسته سازمان در آیند، وداوطلب های مزبور با اکثریت دو  سوم  عضای اصلی حاضر رای دهنده به تصویب مجمع برسد مشروط به اینکه اکثریت عضای اصلی سازمان باشد.

4 – هرگاه یکی از عضای پیوسته سازمان ، مسؤل اداره مناسبات خارجی خود گردد ، چنین عضو پیوسه ای مجاز خواهد بود پس از  اینکه رسما و کتبا به دبیر کل اعلام نمود که اساسنامه سازمان را کی پذیرد و تکالیف ناشی از عضویت اصلی را مورد قبول قرار می دهد ب هعضویت اصلی سازمان درآید.

ماده 7

1 – عضویت وابسته سارمان برای تشکیلات بین المللی اعم از دولتی یا غیر دولتی که با منافع خاص رشته جهانگردی ارتباط دارند وبرای تشکیلات بازرگانی و انجمن هایی که فعالیت آنان با هدف های سازمان ارتباط داشته یا در صلاحیت آن باشد میسر خواهد بود .

2 – اعضاپیوسته اتحادیه بین المللی سازمان های رسمی در تاریخ پذیرش این اساسنامه از طرف مجمع عمومی فوق العاده اتحادیه مجازند بدون الزام اخذ رای با اعلام این که تکالیف ناشی از عضویت وابسته را می پذیرند به عضویت وابسته سازمان درآیند.

3 – سایر تشکیلات بین المللی اعم از دولتی یا غیر دولتی که با منافع خاص رشته جهانگردی ارتباط دارند می توانند به عضویت وابسته سازمان در آیند مشروط به اینکه در خواست عضویت رابه دبیرکل تسلیم دارند و در خواست مزبور با اکثریت دو سوم اعضای اصلی حاضر و رای دهنده به تصئیب مجمع برسد مشروط براین که اکثریت ذکر شده در بالا، شامل اکثریت اعضای اصلی سازمان باشد.

4 -   تشکیلات بازرگانی یا اتحادیه هایی که دارای علایق مشروح در بند 1 این ماده باشند می توانند به عضویت وابسته سازمان در آیند مشروط بر اینکه درخواست عضویت آنها کتباً به دبیر کل تقدیم گردد مورد تأیید دولتی که مقر داوطلب در آن قرار گرفته است واقع شود. درخواست های مزبور باید با اکثریت دو سوم اعضای اصلی حاضر و رأی دهنده به تصویب مجمع عمومی برسد مشروط به این که اکثریت ذکر شده در بالا شامل اکثریت اعضای اصلی سازمان باشد.

5 – اعضای وابسته می توانند کمیته ای تشکیل داده مقررات خاص خود را وضع و جهت تصویب به مجمع عمومی تقدیم دارند. کمیته می تواند درخواست کند موضوعاتی در دستور کار جلسات مزبور گنجانده شود و یا به این جلسات توصیه هایی بنماید.

6 – اعضای وابسته می توانند به طور انفرادی یا به صورت دسته جمعی در کمیته اعضای وابسته در فعالیت های سازمان شرکت جویند.

ارکان

ماده 8

1 – ارکان سازمان عبارتند از :

الف – مجمع عمومی که از این به بعد (مجمع) خوانده می شود.

ب – شورای اجرایی که از این به بعد (شورا) خوانده می شود.

ج – دبیرخانه.

2 – جلسات مجمع و شورا در مقر سازمان تشکیل خواهد شد مگر اینکه ارکان مربوطه تصمیم دیگری اتخاذ نمایند.

مجمع عمومی

ماده 9

1 – مجمع رکن عالی سازمان است و مرکب از نمایندگان اعضای اصلی می باشد.

2 – در هر اجلاسیه مجمع هر یک از هیئت های نمایندگی اعضای اصلی وابسته حداکثر شامل پنج نفر عضو خواهد بود که یکی از آنها از طرف دولت عضو به عنوان رئیس هیئت تعیین خواهد شد.

3 – کمیته اعضای وابسته می تواند تا سه ناضر و هر عضو وابسته می تواند یک ناضر تعیین کند تا در امور مجمع شرکت نمایند.

ماده 10 : مجمع هر دو سال یک بار اجلاسیه عادی خواهد داشت و در مواردی که مقتضیات ایجاب کند اجلاسیه فوق العاده را تشکیل خواهد داد. اجلاسیه های فوق العاده را می توان به درخواست شورا یا اکثریت اعضای اصلی سازمان تشکیل داد.

ماده 11 : مجمع آئین نامه های مربوط به طرز کار خود را تصویب خواهد نمود.

ماده 12 : مجمع می تواند هر موضوعی  را مورد توجه قرار دهد و دوباره هر مطلبی که در صلاحیت سازمان باشد توصیه هایی بنماید. وظایف مجمع غیر از آنچه در موارد دیگر این اساسنامه ذکر شده عبارت خواهد بود از :

الف – انتخاب رییس و نواب رییس مجمع.

ب – انتخاب اعضای شورا.

ج – انتصاب دبیر کل بنا به توصیه شورا.

د – تصویب مقررات مالی سلزمان.

ه – تعیین خط مشی های کلی برای اداره امور سازمان.

و – تصویب مقررات استخدامی کارکنان  دبیرخانه.

ز – انتخاب حسابرس بنا به تصویب شورا.

ح – تصویب برنامه کلی کار سازمان.

ط – نظارت بر سیاست مالی سازمان و برسی و تصویب بودجه.

ی – تأسیس سازمان های فنی یا منطقه ای که ممکن است لازم به نظر برسد.

ک – رسیدگی و تصویب گزارش های مربوط به فعالیت های سازمان و ارکان آن و اتخاذ کلیه تدابیر لازم برای عملی ساختن تصمیماتی که ممکن است از آنها ناشی شود.

ل – تصویب یا تفویض اختیار برای تصویب انعقاد موافقت نامه با دولت ها و سازمان های بین المللی.

م – تصویب با تفویض اختیار برای تصویب انعقاد موافقت نامه با سازمان های خصوصی با واحدهای خصوصی.

ن – تهیه و توصیه موافقتنامه های بین المللی در مورد هر موضوعی که در صلاحیت سازمان باشد.

س – اخذ تصمیم طبق این اساسنامه نسبت به درخواست های عضویت.

ماده 13

1 – مجمع، رئیس و نواب رئیس خود را در آغاز هر اجلاسیه انتخاب خواهد کرد.

2 – رئیس مجمع ریاست آن را به عهده گرفته و وظایفی را که محول شده است، انجام خواهد داد.

3 – رئیس در مقابل مجمع در خلال دوره اجلاسیه مسئول خواهد بود.

4 – رئیس مجمع در تمام دوره تصدی این مقام نمایندگی سازمان را در کلیه مواردی که این نمایندگی ضرورت داشته باشد به عهده خواهد داشت.

شورای اجرایی

ماده 14

1 – شورا مرکب خواهد بود از یک پنجم اعضای اصلی که طبق آئین نامه مجمع با توجه به وضع جغرافیایی، به طرز عادلانه و منصفانه انتخاب می شوند.

2 – یک عضو پیوسته که توسط اعضای پیوسته سازمان انتخاب می شود می تواند بدون داشتن حق رأی در شورا شرکت نماید.

3 – یک نماینده از کمیته اعضای وابسته می تواند بدون داشتن حق رأی در شورا شرکت نمایند.

ماده 15 : مدت تصدی اعضای انتخاب شده چهار سال است به استثنای اولین شورا که نصف اعضای آن در آخر سال دوم به قید قرعه خارج می شوند. انتخابات مربوط به تأیید نصف اعضای شورا هر دو سال یک بار صورت می گیرد.

ماده 16 : شورا حداقل سالی دو بار صورت می گیرد.

ماده 17 : شورا از میان اعضای خود یک رئیس و یک نایب رئیس برای مدت یک سال انتخاب می کند.

ماده 18 : شورا آئین نامه های مربوط به طرز کار خود تصویب خواهد کرد.

ماده 19 : وظایف شورا به غیر از وظایفی که در موارد دیگر این اساسنامه بدان محول شده است به شرح زیر می باشد :

الف – اتخاذ کلیه تدابیر لازم با مشورت با دبیر کل برای اجرای تصمیمات و توصیه های مجمع و گزارش این اقدامات به مجمع.

ب – دریافت گزارش های دبیر کل در مورد فعالیت های سازمان .

ج – تقدیم پیشنهادات به مجمع.

د – بررسی برنامه کلی  کار سازمان که به وسیله دبیر کل تهیه شده است قبل از تقدیم آن به مجمع.

ه – تقدیم گزارش ها و توصیه های لازم به مجمع در مورد حساب ها و برآوردهای بودجه ای سازمان.

و – تأسیس هر نوع تشکیلات فرعی که ممکن است برای فعالیت های شورا مقتضی باشد.

ز – انجام هر وظیفه دیگری که ممکن است به وسیله مجمع بدان محول گردد.

ماده 20 : شورا در فاصله بین اجلاسیه های مجمع تصمیمات اداری و فنی لازمه را در حدود وظایف و منابع مالی سازمان اتخاذ خواهد کرد. مشروط بر اینکه این تصمیمات، مغایر با اساسنامه نباشد و تصمیمات متخذه را برای تصویب به اجلاسیه بعدی مجمع، گزارش خواهد کرد.

دبیرخانه

ماده 21 : دبیرخانه از دبیرکل و تعداد کارمندان مورد نیاز سازمان تشکیل می شود.

ماده 22 : دبیرکل بنا به توصیه شورا و یا اکثریت دو سوم اعضای اصلی حاضر رأی دهنده برای مدت چهار سال انتخاب خواهد شد. انتخاب او قابل تجدید است.

ماده 23

1 – دبیر کل در مقابل شورا و مجمع مسئول خواهد بود.

2 – دبیر کل دستورات مجمع و شورا را به موقع اجرا خواهد گذاشت و گزارش هایی درباره فعالیت های سازمان و حساب های آن و پیش نویس برنامه کلی کار و برآوردهای بودجه ای سازمان به شورا تقدیم می دارد.

3 – دبیر کل نمایندگی قانونی سازمان را به عهده خواهد داشت.

ماده 24

1 - دبیر کل کارمندان دبیرخانه را مطابق مقررات استخدامی مصوبه مجمع مصوب می نماید.

2 – کارمندان سازمان در مقابل دبیرکل مسئول می باشند.

3 – در استخدام کارمندان و در تعیین شرایط خدمت توجه کامل به لزوم تأمین عالی ترین معیارهای کاردانی، صلاحیت فنی و صحت عمل معطوف خواهد شد با رعایت ملاحطات فوق استخدام کارمندان بر اساس وضع جغرافیایی هر چه سریع تر مورد توجه قرار می گیرد.

4 – دبیرکل و کارمندان دبیرخانه در انجام وظایف خود را از هیچ دولت و یا هیچ مقام خارج از سازمان کسب دستور نخواهند کرد و از هر اقدامی که ممکن است به موقعیت آنان به عنوان مأمور بین المللی که منحصراً در مقابل سازمان مسئول می باشند لطمه وارد آورد خودداری خواهند کرد.

بودجه و مخارج

ماده 25

1 – بودجه سازمان که برای انجام وظایف اداری و برنامه کلی آن تنظیم می گردد از طریق کمک های مالی اعضای اصلی و پیوسته و وابسته، طبق مقیاس برآورد مورد قبول مجمع و از طریق سایرمنابع ممکن برای سازمان طبق مقررات مالی پیوست که جزء لاینفک این اساسنامه می باشد تأمین می گردد.

2 – بودجه تهیه شده توسط دبیر کل برای رسیدگی و تصویب از طریق شورا به مجمع تقدیم می گردد.

ماده 26

1 – حساب های سازمان به وسیله دو حسابرس که بنا به توصیه شورا و تصویب مجمع برای مدت دو سال انتخاب می شوند مورد رسیدگی قرار می گیرد و تجدید انتخاب حسابرس بلامانع است.

2 – حسابرس ها علاوه بر رسیدگی به حساب می توانند در مورد روش های مالی و مدیریت و طرز حسابداری و نظارت های مالی داخلی و به طور کلی در مورد نتیجه عملیات مالی نظریاتی را که لازم می دانند گزارش دهند.

حد نصاب

ماده 27

1 – حضور اکثریت اعضای اصلی، برای حصول حد نصاب در جلسات مجمع ضروری است.

2 – حضور اکثریت اعضای اصلی شورا، برای حصول حد نصاب در جلسات شورا ضروری است.

رأی گیری

ماده 28

هر عضو اصلی دارای یک رأی خواهد بود.

ماده 29

1 – با توجه به مقررات دیگر این اساسنامه، اخذ تصمیم در مورد کلیه موضوعات درمجمع با اکثریت نسبی اعضای اصلی حاضر رأی دهنده به عمل خواهد آمد.

2 – برای اخذ تصمیم در مورد موضوعات مربوط به بودجه و تعهدات مالی اعضا و محل مقر سازمان، اکثریت دو ثلث آرای اعضای اصلی حاضر رأی دهنده در مجمع و نسبت به سایر مسایل واجد اهمیت خاص، اکثریت نسبی اعضای اصلی حاضر رأی دهنده در مجمع لازم می باشد.

ماده 30 : تصمیمات شورا با اکثریت نسبی اعضای اصلی حاضر رأی دهنده، اتخاذ می گردد مگر در مورد توصیه های مربوط به بودجه و امور مالی که با اکثریت دو سوم اعضای حاضر رأی دهنده تصویب خواهد شد.

شخصیت حقوقی، مزایا و مصونیت ها

ماده 31 : سازمان دارای شخصیت حقوقی خواهد بود.

ماده 32 : سازمان در قلمرو دولت های عضو از مزایا و مصونیت های ضروری برای انجام وظایف خود بهره مند خواهد شد. مزایا و مصونیت های مزبور با موافقت نامه هایی که به وسیله سازمان منعقد می گردد تعیین می شود.

اصلاحیه ها

ماده 33

1 – هر نوع اصلاحیه پیشنهادی در مورد این اساسنامه و ضمیمه آن به دبیرکل تسلیم خواهد شد و دبیر کل، آنها را حداقل شش ماه قبل از آنکه برای اطهار نطر به مجمع تسلیم نماید به اطلاع اعضای اصلی خواهد رسانید.

2 – هر اصلاحیه ای باید مورد تصویب اکثریت دو سوم اعضای اصلی حاضر رأی دهنده مجمع قرار گیرد.

3 – هر اصلاحیه ای که دو سوم دول عضو تصویب آن را به دولت نگهدارنده اطلاع دادند در مورد کلیه اعضا لازم الاجرا خواهد شد.

تعلیق عضویت

ماده 34

1 – هرگاه بر مجمع محرز شود که یکی از اعضا روشی پیش گرفته است که با هدف های اساسی سازمان به نحو مندرج در ماده 3 این اساسنامه مغایر می باشد، مجمع می تواند به وسیله تصمیم متخذه از طرف اکثریت دو سوم اعضای اصلی حاضر رأی دهنده ، چنین عضوی را از اعمال حقوق و بهره مندی از مزایای عضویت معلق سازد.

2 – تا زمانی که تغییر این روش از طرف مجمع احراز نگردیده است تعلیق مزبور به قوت خود باقی خواهد ماند.

کناره گیری از عضویت

ماده 35

1 – هر عضو اصلی می تواند پس از انقضای اخطار یک ساله کتبی به دولت نگهدارنده اسناد، از سازمان خارج شود.

2 – هر عضو پیوسته می تواند عضویت در سازمان را با همان اخطار یک ساله ترک کند، مشروط به این که عضو اصلی که مسئول روابط خارجی عضو پیوسته است مراتب را کتباً به اطلاع دولت نگهدارنده اسناد، رسانیده باشد.

3 – عضو وابسته می تواند پس از انقضای اخطار کتبی یک ساله به دبیرکل از سازمان خارج شود.

لازم اجرا شدن

ماده 36 : یکصد و بیست روز پس از آن که پنجاه و یک دولت – که سازمان های رسمی جهانگردی آنان، هنگام تصویب این اساسنامه، عضو اصلی اتحادیه بین المللی سازمان های رسمی جهانگردی می باشند – قبول اساسنامه، و تعهدات ناشی از آن را به دولت نگهدارنده موقت اسناد اعلام نموده اند، اساسنامه حاضر لازم الاجرا خواهد شد.

نگهدارنده اسناد

ماده 37

1 – اساسنامه حاضر و هر نوع اعلامیه ای مربوط به قبول تعهدات عضویت فعلاً نزد دولت سوییس به امانت سپرده خواهد شد.

2 – دولت سوییس وصول اعلامیه های مزبور و تاریخ الاجرا شدن این اساسنامه را به دولتی که حق دریافت چنین اعلامیه هایی را دارند، ابلاغ خواهد کرد.

تفسیر و زبان ها

ماده 38 : زبان های رسمی سازمان، انگلیسی، فرانسوی، روسی و اسپانیایی است.

ماده 39 : متن های انگلیسی، فرانسوی، روسی و اسپانیایی این اساسنامه متساویاً معتبر می باشد.

مقررات دوره تحول

ماده 40 : دفتر مرکزی تا زمان اخذ تصمیم از طرف مجمع عمومی طبق ماده دوم به طور موقت در ژنو (سوییس) خواهد بود.

ماده 41 : ظرف مدت یکصد و هشتاد روز از تاریخ لازم الاجرا شدن این اساسنامه دولت های عضو سازمان ملل متحد و مؤسسات تخصصی وابسته به آن و همچنین اعضا آژانس بین المللی انرژی اتمی با طرف های اساسنامه دادگاه بین المللی دادگستری حق دارند با اعلام رسمی قبولی اساسنامه سازمان و تعهدات مربوط به عضویت بدون اخذ رأی به عضویت اصلی سازمان درآیند.

ماده 42 : ظرف سال بعد از لازم الاجرا شدن این اساسنامه دولی که سازمان های جهانگردی ملی آنان از تاریخ تصویب این اساسنامه عضو اتحادیه بین المللی سازمان های رسمی مسافرتی بودند و این اساسنامه را به شرط عضویت پذیرفته بودند می توانند در فعالیت های سازمان با حقوق و تکالیف یک عضو کامل شرکت نمایند.

ماده 43 – ظرف سال بعد از لازم الاجرا شدن این اساسنامه سرزمین یا گروه سرزمین هایی که مسئول روابط خارجی خود نیستند ولی سازمان های جهانگردی رسمی آنان عضو اصلی اتحادیه بین المللی سازمان های رسمی مسافرتی بودند و نتیجتاً می توانستند به عضویت پیوسته درآیند و این اساسنامه را به شرط تصویب از طرف دولتی که مسئولیت روابط خارجی آنها را به عهده دارد پذیرفته اند، می توانند در فعالیت های سازمان با حقوق و تکالیف یک عضو پیوسته شرکت نمایند.

ماده 44 : وقتی اساسنامه حاضر لازم الاجرا گردد، حقوق و تعهدات اتحادیه بین المللی سازمان های رسمی مسافرتی، به سازمان انتقال خواهد یافت.

ماده 45 : دبیرکل اتحادیه بین المللی سازمان های رسمی جهانگردی در زمان لازم الاجراشدن این اساسنامه تا وقتی که مجمع دبیرکل سازمان را انتخاب نکرده است به عنوان دبیرکل سازمان انجام وظیفه خواهد کرد.

ضمیمه مقررات مالی

1 – دوره مالی سازمان دو سال است.

2 – سال مالی از اول ژانویه تا 31 دسامبر می باشد.

3 – بودجه از طریق سهمیه های اعضا طبق روشی که از طرف مجمع به تناسب سطح توسعه اقتصادی و اهمیت جهانگردی در هر کشورعضو تعیین خواهد شد و وجوه دیگری که سازمان دریافت می نماید تأمین می شود.

4 – بودجه بر مبنای دلار آمریکایی تنظیم می شود. پول رایج برای پرداخت سهمیه ها دلار آمریکایی است. معذلک دبیرکل می تواند تا حدودی که از طرف مجمع اجازه داده شده پول های دیگری را نیز بابت پرداخت سهمیه عضویت قبول کند.

5 – کلیه سهمیه های عضویت پرداختی طبق بند 3 و درآمدهای متفرقه و هرگونه پیش پرداخت از (صندوق سرمایه در گردش) به بستانکار حساب مخصوصی منظور می گردد و مخارج اداره و برنامه کلی کار از محل همین حساب برداشت خواهد شد.

6 – یک حساب سرمایه در گردش ایجاد می شود که میزان آن از طرف مجمع تعیین می گردد. پیش پرداخن های اعضا بابت سهمیه عضویت و هر نوع دریافت های بودجه ای که طبق تصمیم مجمع باید از این طریق به مصرف برسد به حساب سرمایه در گردش واریز می شود. در صورت ضرورت مبالغی از این حساب به صندوق عمومی منتقل می شود.

7 – ممکن است حساب سپرده ای برای تأمین مخارج فعالیت هایی که در بودجه سازمان پیش بینی نشده و مورد علاقه بعضی از کشورها یا گروه کشورهای عضو باشد، منظور گردد. وجوه این حساب از طریق کمک های مالی داوطلبانه تأمین می شود. ممکن است برای اداره این وجوه از طرف سازمان ، هزینه ای مقرر گردد.

8 – مجمع ، نحوه استفاده از هدایا و هبه ها و سایر درآمدهای فوق العاده را که در بودجه منظور نشده است، تعیین می کند.

9 – دبیرکل برآوردهای بودجه را حداقل سه ماه قبل از تاریخ تشکیل جلسه مربوطه به شورا تقدیم می دارد. شورا اقلام برآورده شده را مورد رسیدگی قرار داده و بودجه را برای بررسی نهایی و تصویب به مجمع توصیه می نماید. بودجه رسیدگی شده توسط شورا حداقل سه ماه قبل از تشکیلات اجلاسیه مجمع برای اعضا ارسال می گردد.

10 – مجمع بودجه را سال به سال برای دوره مالی دو سال آینده، با تناسب سالانه آن و همچنین حساب های اداری هر سال مورد تصویب قرار می دهد.

11 – حساب های سازمان بابت آخرین سال ملی به وسیله دبیرکل به حسابرس ها و ارکان صالح شورا تسلیم می شود. حسابرس ها ، گزارش کار را به شورا و مجمع تقدیم می دارند.

12 – اعضای سازمان سهمیه های خود را در اولین ماه سال مالی مربوط می پردازند. میزان سهمیه هر یک از اعضا به نحو تأیین شده از طرف مجمع، شش ماه قبل از آغاز سال مالی، مربوط به اعضا ابلاغ خواهد شد معهذا شورا می تواند با توجه به اختلاف بین سنوات مالی کشورهای مختلف، موارد تعویق در پرداخت سهمیه عضویت را موجه بشناسد.

13 – هر گاه بدهی معوق عضوی که پرداخت سهمیه مالی آن بابت هزینه های سازمان به تعویق افتاده باشد معادل یا زاید بر مبلغ سهمیه های قابل پرداخت از طرف او طی دو سال مالی گذشته باشد از مزایایی که اعضا به صورت خدمات و حق رأی در مجمع و شورا استفاده می کنند محروم خواهد شد. معهذا مجمع بنا به درخواست شورا می تواند به عضو مزبور اجازه بدهد تا از خدمات سازمان بهره مند گردد و رأی بدهد مشروط بر این که مجمع متقاعد شودکه قصور در پرداخت ناشی از شرایطی خارج از حیطه اقتدار عضو می باشد.

14 – عضوی که از سازمان کناره گیری می کند تا تاریخ قطعیت این کناره گیری به نسبت سهم مسئول پرداخت برآوردهای مخارج می باشد.

در احتساب برآوردهای مخارج برای اعضای پیوسته و وابسته، اصول مختلف عضویت آنها و حقوق محدودی که در سازمان از آن بهره مند می شوند مورد توجه قرار خواهد گرفت.

اساسنامه فوق مشتمل بر 45 ماده و یک ضمیمه (مقررات مالی) منضم به لایحه قانون الحاق ایران به سازمان جهانگردی جهانی است.

در مکزیکو سیتی به تاریخ بیست و هفتم سپتامبر 1970 تنظیم گردید.